ترجمه به اختصار
پس از حمد پروردگار و نعت نبى اكرم و تجليل از اصحاب برگزيده وى خاصه ابى بكر الصديق و عمر بن الخطاب و عثمان و على ( ع )
. . . اما بعدبا اهداى سلام و سپاس بىحد و حصر ، به حضرت شاه عباس معروض مىدارد كه خداوند بزرگ در هر عصر و زمانى براى تشييد مبانى دين بندهاى از بندگان خدا را موفق ساخته و بدين مناسبت سرعزت مدارش را شايستهء تاج افتخار نموده با شمشير جهانگيرش بلاد و امصار را گشوده و با نور راى و تدبيرش كفار فجار را سركوب كرده است و اجداد امجادمان را - كه خداوند ثواب و اجر آنان را افزون گرداناد - براى اجراى اين سنت و شيوهء بهيه به منزلهء نگين انگشتر شاهنشاهى قرار داده است ؟ تمام لحظات عمر خود را مصروف جنگ و جهاد داشتهاند تا آثار حسنهء ايشان در صفحات روزگار مانند طبق زرنگار شب و روز مسطور و نام ناميشان تا پايان دنيا با خيرات جليله و مبرات جميله مذكور شده نگهدارى حدود دين براى سلاطين اين خاندان دولت مكين منظور گرديده و انظار راى روشن ايشان خاموش كننده آتش ديدهء بداختران شده است .
بالاخره به حكم اشتغال اين مهم لازم الاكمال جنت مكان جدامجد بزرگوار ، سلطان سليمان ، هرگز از حدود صلح انحراف ننموده و جدّ دوربين و هوشيار شما ، شاه طهماسب ، نيز براى برخوردارى از ثواب جهاد با بت پرستان براى استحكام صلح