مستحكم گشت كه ان شاء اللّه تعالى خلل و نقصان به اركان راسخة البنيان آن راه نخواهد يافت .
رجاى واثق است كه تا ابد الدهر اين عهد مصون محبت مقرون كه موجب آرامش عالميان و آسايش جهانيان است بر صفحهء روزگار پايدار بوده دست حوادث دوران از اذيال آن كوتاه بوده باشد كه هر آينه خلود آن باعث فرح و خوشحالى كافهء اهل اسلام و مخذولى ارباب شرك و ظلام است .
در اين ولا جهت تجديد قواعد مؤالفت و و داد زبدة الاعاظم و الاعيان ، رفعت و معالى پناه معتمد قديمى سراج الدين قاسم بيك ، سپهسالار مازندران را به پايهء سرير عرش آساى پادشاهى و سدهء رفيعهء فلك فرساى شاهنشاهى فرستاده توقع و ترصد از الطاف و اعطاف شهريارى آن است كه پيوسته شيوهء فرخندهء عطوفت و دوست نوازى و طريقهء مرضيهء شفقت و مرحمت گسترى را مرعى و مسلوك داشته به ورود مفاوضات عليه و مراسلات سنيّه گلشن صداقت و اتحاد را شاداب سازند و به رجوع خدمات و اشارات با بشارات منت پذير گردانند .
چون غرض تجديد قواعد اخلاص بود به زوايد اطناب ننموده به دعاى ثبات و بقاى دولت ابد پيوند اختصار كرد . همواره آفتاب دولت و اقبال از افق عنايات ذوالجلال طالع و لامع باد .
تا بود در كارگاه عالم كون و فساد * چار اركان را به هم گه صلح و گاهى داورى
بسته بادا بر چهار اركان به مسمار قضا * دور عمرت زان كه عالم را تو ركن ديگرى « 1 »
هامش
( 1 ) منشآت حيدر ايواوغلى و نسخهء منشآت نصيرى 1838 .Supكتابخانهء ملى پاريس .