نامهء شاه عباس به سلطان احمد « 1 »
به نام خدائى كه فهم و خرد * نيارد كه تا كنه او پى برد
خدايى كه هستى مر او را رواست * به جز هستى او سراسر فناست
لطيفترين گوهرى كه غواصان بحر ايقان در رشتهء تحرير و بيان كشيدهاند و شريفترين وجودى كه جوهريان بازار عرفان بر طبق تقرير و بيان نهند حمد و ثناى مالك الملك بىشبه و مثال و خداوند بىمانند لم يزل و لا يزالى است كه قامت قابليت انسان را به تشريف گرانمايهء
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
« 2 » بيار است و فرق فرقدساى سلاطين كامكار و خواقين عالى مقدار را به اكليل افتخار و برترى و تاج اقتدار و سرورى به اسنى مدارج عزّت و اعلى معارج رفعت برافراشت و به جهت نظام عالم ، نگين خاتم جهاندارى ايشان را به نقوش
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 3 » زيب و زينت داد و به حكمت بالغه مشكوة قلوب گردنكشان زمان را به انوار عقل دوربين و خرد حق گزين مستغنى و مستنير گردانيد كه آثار قدرت كامله را در تأليف و تصالح اجرام مختلفة الطبايع به ديدهء ادراك و افهام مشاهده
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در نسخهء منشآت حيدر ايو اوغلى : « كتابتى كه نواب گيتى ستانى به سلطان احمد خواندگار روم نوشتهاند و مصحوب صدارت پناه قاضى جهان فرستاده شد . »
( 2 ) - سورة الاسرى 70 .
( 3 ) - النساء 59 .