تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١

فهرست امثال و حكم

اگر آفتابى زوالت رسيد * وگر ماه تابان ، وبالت رسيد ( 3364 ) اگر جاودان يافتى كس حيات * بماندى به جا سرور كاينات ( 887 ) اگر خار اگر گل نمايى در آب * ز عكس همانت كند كامياب ( 2320 ) بد از نيك ، نادان نكرد امتياز * ندانست اعمى گل از خار باز ( 2345 ) برون مىنهى پا ز اندازه بيش * به خود مىزنى تيشه بر پاى خويش ( 3378 ) بسوز آن خس و خار از آن پيش‌تر * كه پاى دلت را زند نيشتر ( 852 ) بود دشمن و مىنمايد چو دوست * چو مارى كه زهرش بود زير پوست ( 836 ) بود دوستى شمع مجلس‌فروز * خصومت بود آتش خانه‌سوز ( 2316 ) بود مرد را اعتبار از حَسَب * نباشد بزرگى به اصل و نسب ( 2411 ) بهار جوانى غنيمت شمار * مكن تكيه بر گردش روزگار ( 458 ) بهار حيات ار چه بس دلگشاست * خزان مماتش ولى در قفاست ( 889 ) بهارى كه خرّم شود كوه و در * ز خوبىّ سالت رساند خبر ( 915 ) به خردى مبين سوى دشمن دلير * كه مورى زند پنجه با نرّه‌شير ( 854 ) به دريا نشويد كسى نقش سنگ * به باران نرفت از شب تيره رنگ ( 2344 ) به دشمن طريق مدارا نكوست * كه شايد به روزى شود يار دوست ( 1155 ) به دون همّتان تاج و افسر مده * به بدمست و ديوانه ساغر مده ( 2749 ) به ظاهر ز خيل غلامان ماست * به باطن ولى دشمن جان ماست ( 835 ) به مردى اگر جان سپارد كسى * به از زيستن در زبونى بسى ( 3494 ) به ملك فنا اين جهان را دريست * درو هر زمان نوبت ديگريست ( 888 ) به ملكى كه بيگانه دارد گذر * بلا را در آن ملك باشد گذر ( 817 )