تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
چنان خواهم از فضل پروردگار * كز آن ديگرى گردم امّيدوار كشم نقش از كلك « 1 » مانىپسند * كز آن صورت چين شود بهره‌مند « 2 » 4335 نكوتر كشم زين كه نقّاش چين * كشد نقش آخر به از اوّلين بود عِقد اين گوهر آبدار * ز روى عدد چارباره هزار از آنجا كه درياى « 3 » فيضم عطاست * بر آن اندكى گر فزودم رواست « 4 » اگر كم بود « 5 » گوهرم ز آن‌چه غم * كه قدر گهر در جهان نيست كم بود گوهر نظمم « 6 » از بحر غيب * منه بر وى انگشت انكار و عيب 4340 به لطف از سر نظم اگر بگذرى * روان پى به تاريخ آن آورى دُرى كامد از بحر من در كنار * يكى از هزارش نكردم نثار « 7 » ز نورم كه شد عالمى كامياب * هنوزم بود ذرّهء آفتاب گَرَم فيض بىچون كند همرهى * كنم باغ انديشه از گل تهى گشايم درى « 8 » « مخزن اسرار » را * دهم جلوه‌اى « 9 » « مطلع انوار » « 10 » را 4345 حكايت ز « ليلىّ و مجنون » كنم « 11 » * جهانى « 12 » پر از دُرّ مكنون كنم ز « شيرين و خسرو » كنم نكته‌ساز * در گنج معنى بر « 13 » آفاق باز « 14 » كنم در سخن عنبرافشان قلم * بر « 15 » افسانه‌خوانى برآرم علم سخن را دهم بهر [ ه ] پايندگى * ز « 16 » صور قلم نفحهء « 17 » زندگى بيا قاسمى گفت‌وگو تا به چند * دهانت « 18 » چو كلك از حكايت ببند 4350 سخن گرچه سنجيده چون گوهر است * و ليكن خموشى از آن بهتر است كند چون زبان كوتهى شمع را * دهد روشنى بيشتر جمع را مكن در سخن بيش از اين اهتمام * سخن بر همين ختم كن « 19 » و السّلام
هامش
( 1 ) . م : كلك از نقش ( ! ) . ( 2 ) . ب : ندارد . ( 3 ) . م : درهاى . ( 4 ) . ب و چ : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 5 ) . ب و چ : بود عقد اين . ( 6 ) . م : گوهرى نظم ؛ چ : نظم . ( 7 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين نيست . ( 8 ) . م : ( ى ) . ( 9 ) . چ : جلوه از . ( 10 ) . م : مطلع الانوار . ( 11 ) . م : به افسانه‌خوانى برآرم علم . ( 12 ) . چ : جهان را . ( 13 ) . م : در . ( 14 ) . ب : اين بيت با بيت پيشين پس و پيش است . ( 15 ) . ب ، م و چ : به . ( 16 ) . چ : به . ( 17 ) . م : نغمهء . ( 18 ) . ب ، م و د : زبانت . ( 19 ) . ب و م : شد .