كارفرمايشان برنامهريزى كنند و سپس گرفتار كسى شوند كه مغزش از هزاران ديوانگى مثل لانهء زنبور پر است و براحتى دچار اشتباه مىشود . از علل كوچك ممكن است نتايج بزرگى گرفته شود : اختلاف عقيدههاى كوچك در باغ شعورش رشد كردند ، در نتيجه او براى دشمنان - فرضى يا واقعىاش - مىتوانست خطرناك شود و انسانى دو رو و زبان باز ، در بازار روزانهء دسيسهها و ايجاد ناآراميها نشو و نما كرده است . اگر او زيادهروى كرده باشد ، ممكن است فرمانروا در واقع تصميم بگيرد كه مخل آسايش از سنگينى بار سر دسيسهسازش رها شود ، و بدينترتيب رنگآميزى غرور و نخوت مانع از رنگ باختگى گونههايش ( زردرويى ) نشد ، برعكس سرخرويى ، بدانگونه كه در فارسى نشانهاى براى رنگ چهرهء شخص سربلند و مورد تقدير است .
در ميان افسران دورهء حكومت جهانگير بايد مردانى تقريبا ناخوشايند يافت شده باشد . يكى از وقايعنگاران در جايى در مورد يكى از آنها كه نمونهاى وحشتناك از خشم الهى و مملو از بدجنسى بوده است و سرگرمىاش محدود به اين بود كه صداى تازيانه را بشنود ، مىنويسد . او همچنين از يكى از همعصرانش كه فرماندار بنگال بوده ( 1608 ) و در واقع همواره صد حافظ قرآن همواره داشته است كه در خانه و راهپيماييها بايد قرآن را تفسير مىكردند گزارش مىكند . اين فرماندار همچنين صد شيپورچى با خود داشته است كه آنقدر سر و صدا مىكردند كه ساكنان مناطقى كه از آنها مىگذشته است از خشم منفجر مىشدند . او حتى موقع عبادت نيز دستور اعدام يا شلاق زدن كسى را صادر مىكرده است . ظالم مشابهى نيز وجود داشته است كه در دورهء شاه جهان در دكن شمالى به آزار و اذيتهايش مشغول بوده است ؛ در حقيقت وقتى كه خبر مرگش رسيد ، در برهانپور مغازهء شيرينىفروشىاى نبود كه محتوياتش را ساكنان به عنوان سپاس خيرات نكرده باشند ( مردم از شادى نقل و نبات تقسيم مىكردند ) ، و بدينترتيب او هم مثل خيلى از همكارانش « در مناطق وسيع نيستى آواره شد . . . »
ولى اين شرح سرشتها و ويژگيهاى مختصر از اشخاص منفرد نه چندان دوستداشتنى در دورهء مغول نمىتوانند باعث شوند كه خوانندگان عظمت و زيبايى اين دوره را به دست فراموشى سپارند . خدمات فرمانروايان متقدم فراموش شدنى نيستند . اين خدمات به وسيلهء بناهايى كه آنها باقى گذاشتهاند ، زيبايى فراگير آثار هنرى مختلف و مصرعهاى شعرا به زبانهاى مختلف گواهى مىشوند . ممكن است كه برخى از چيزها براى خوانندهء امروزى بيگانه و قابل امتناع به نظر رسد ، ولى هرگز نبايد فراموش كرد كه هر دورهاى قواعد خاص خودش را دارد و تمدن شرقى بسيار پيشرفتهء دوران گذشته نبايد با معيارهاى قرن بيستم پايان يافته مورد قضاوت قرار گيرد . و ما بدينترتيب با ميل از راهنمايى ميلتون پيروى كرديم كه حضرت آدم تازه خلق شده را با روياى عالىترين شكوه و جلال و درخشانترين تمدن دلشاد كرد ، و او اين زيبايى بىنظير و اقتدار را در آگرا و لاهور خانان مغول يافت .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٣٦٠