حمايت از هنرها
كتابخانهء فرمانروا
عشق به كتاب در خاندان تيمور ظاهرا خيلى شديد بوده است . تيمور همانطور كه حتى « ابن عرب شاه » ، شرح و احوالنويس مىنويسد ، علاقهمندانه اجازه مىداده است آثار نوشته شده دربارهء تاريخ را با صداى بلند برايش بخوانند . نوادهاش سلطان حسن بايقرا از هرات ( ف . 1506 ) خود يك شاعر تمام و كمال بوده است ، گرچه بابر از اين عمويش به خاطر مصرعهاى يكنواختش انتقاد كرده است . ولى در دربار هرات در آخرين ربع قرن 15 شاعران ممتازى كه به فارسى و تركى جغتايى شعر مىسرودند ، همراه با استادان خوشنويس و نقاشان مينياتور زندگى مىكردهاند . بدينترتيب غافلگير كننده نيست كه بابر شرح احوالش را به تركى جغتايى ، بالاخره به عنوان تشريح و تجسم مشروع از اصل و نسب و طايفهء تيمورى - چنگيزىاش تأليف كرده و در تلاشهاى ادبىاش نيز خود به اين سنت پيوسته است - سنتى ادبى - هنرى كه تا روزهاى آخرين فرمانرواى مغول ادامه داشته است .
عشق پرشور به كتابهاى زيبا مشخصهء بابر و فرزندان اوست . بابر پس از پيروزى در پانىپات در سال 1526 كتابهايى را كه در قصر ابراهيم لودى مغلوب يافت ، به پسرانش همايون و كامران واگذار كرد .
همايون ظاهرا كتابهايش را همواره همراه داشته است ، چون پس از جنگى كه در آن اردوگاهش غارت شد ، « كتابهاى كمياب زيادى كه همراهان واقعى بودند ، از دست رفتند » . ( 1 ) ولى هنگام فتح كابل در سال 1552 دو شتر بار كرده با صندوقهاى كتاب كشف شدند - و او بدينترتيب دستكم بخشى از گنجينهاش را باز يافت . اكبر پسر همايون در واقع به طورى كه گفته شده است بىسواد بود ، ولى مدتى از راهنماييهاى علمى بهرهمند شد و با وجود تمايل ظاهرىاش در برابر كلمات نوشته شده با اشتياق به ادبيات علاقهمند بوده است . او دستور مىداد تمام كتابهايى را كه دريافت مىداشت ، از آغاز تا انتها برايش با صداى بلند بخوانند و حافظهاى فوق العاده داشته است كه به او اين توانايى را مىداده كه نه فقط از