6 - يادداشت صدر الاشراف در مورد يك واقعه از آخرين سفر قم ناصر الدين شاه 1
در اواخر سال 1309 قمرى كه فصل بهار بود ، ناصر الدين شاه قصد مسافرت به طرف قم و محلات و عراق ( اراك ) كرد با حشمت و تجملى كه لازم و مناسب مسافرت پادشاهان در آن اوان بود و در آن تاريخ ملازمت شاه براى درباريان و رجال دولت موجب اعتبار و افتخار بود . جلال الدوله پسر ظل السلطان كه نوه پسرى ناصر الدين شاه بود .
عريضه به شاه نوشت و استدعا كرد كه به اصطلاح در اين سفر ملتزم ركاب باشد ، شاه قبول كرد و اجازه داد كه در اين مسافرت همراه باشد و در آنوقت جز حرمخانه يعنى زنهاى شاه و خواجهها و مستخدمين شخص شاه ، مخارج مسافرت هريك از رجال با خودشان بود . شاه با همراهان و اردو از سوارهنظام و سرباز از تهران حركت كرده ، به كهريزك كه سه فرسخى تهران در راه قم است وارد شد ، و چون جلال الدوله چندى قبل از آن حاكم يزد بوده و شاه مكرر تأكيد كرده بود كه رسيدگى كنند و رفع شكايت شاكيان را نمايند ، در اين موقع كه جلال الدوله همراه شاه به مسافرت مىرفت ، جمعى قريب سى نفر يزديهاى شاكى در كهريزك جمع شده و بناى دادوفرياد گذاشتند . شاه دستخطى به امين السلطان كه فى الواقع صدراعظم بود نوشت كه جلال الدوله را به شهر برگردانند ، و مشير الدوله ( حاجى محسن خان ) وزير عدليه به شكايت شاكيان رسيدگى كرده آنچه مسلم شد از جلال الدوله بگيرند و به شاكيان بدهند ، و تا رضايتنامه از شاكىها گرفته نشود جلال الدوله قانونى نيست از تهران حركت كند . اين دستخط را يكى از خواجهها آورد و به امين السلطان داد ، در حالتى كه تمام رجال دولت كه همراه شاه در اين مسافرت بودند يا به مشايعت تا كهريزك آمده بودند ، در منزل امين السلطان نشسته بودند .
امين السلطان بعد از ملاحظه ، دستخط را براى محسن خان مشير الدوله داد و او به جلال الدوله ارائه كرد ، جلال الدوله چون به اين واسطه موهن مىشد حاضر شد كه تمام دعاوى يزديها را بدهد . اين نكته هم ناگفته نماند كه هرچند حكام ايران ظلم مىكردند و