تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
آفتاب‌گردان زدند ، باد شديدى مىوزيد ناهار خورده ، بعد از ساعتى سوار كالسكه شده رانديم براى منزل . باد و باران هم به شدت مىآمد ، نزديك منزل حاجى محمد حسن امين دار الضرب را ديديم ، دم كاروانسرائى كه تازه ساخته است ايستاده بود . سه ساعت به غروب مانده وارد منزل و سراپرده شديم و اعتماد السلطنه به حضور آمده روزنامه خواند . نزديك غروب جناب امين السلطان هم از شهر وارد شد . بعد رفتيم توى چمنى كه پهلوى سراپرده بود . جناب امين السلطان و امين الملك و امين السلطنه را به حضور خواسته ، تا نزديك غروب با آنها صحبت و فرمايش كرديم . امين السلطان راپورت كارهاى شهرش را مىداد . بعد رفتيم اندرون ، شب هم تا به صبح به شدت باد مىآمد .

روز دوشنبه نوزدهم

امروز بايد به قلعهء محمد على خان برويم ، و چهار فرسنگ راه است . صبح سوار شده رانديم ، قدرىكه رفتيم رسيديم به رودخانه شور ، پلى كه بر روى رودخانه است ، همان پلى است كه ميرزا نظام مهندس الممالك ساخته بود . حالا كمپانى راه شوسه تعمير كرده است ، پياده شده درست پل را ملاحظه كرديم . يك نفر فرنگى گماشته كمپانى هم در اينجا بود ، كه مباشر ساختن و تعمير پل است . بعد سوار شديم رانديم ، راه را خيلى خوب ساخته‌اند ، اطراف راه هم از گل و لاله و سبزه خيلى باصفا بود . رفتيم به‌طرف دست چپ راه ، روى تپه‌اى آفتاب‌گردان زدند ، به ناهار افتاديم ، جناب امين السلطان هم با كالسكه از عقب ما آمد ، سالار لشكر و امين الملك و نريمانخان قوام السلطنه وزير مختار وينه هم همراه جناب امين السلطان بودند . چاله‌اى جلو راه بود ، كالسكه امين السلطان گذشت ، قوام السلطنه احتياط كرده پياده شده بود ، نمىدانيم چطور شده كه پايش دررفته بود ، از آن‌وقت كه نريمان خان از وينه آمده هنوز مراجعت نكرده است ، حالا به اينجا آمده ، كه كارهايش را تمام كرده برود ( از همين زمينى كه نريمان خان خورده و پايش دررفت تا مراجعت ما از سفر عراق بسترى شده افتاده بود و مىلنگيد ) .