حسن آشتيانى و جناب آقا سيد على اكبر تفرشى و جناب ميرزا عبد المجيد گروسى و جناب شيخ محمد حسن شريعتمدار و غيره به حضور رسيده ، قدرى با ايشان صحبت داشتيم و مراجعت كردند . بعد عضد الملك و امين الدوله و پيشخدمتها به حضور آمده باز بعضى عرايض و نوشتجات به حضور آوردند . تا غروب در شهر مشغول به ملاحظه نوشتجات و فرمايشات بوديم . جناب امين السلطان هم نزديك غروب به حضور آمد با امين السلطان نيز خيلى فرمايشات كرديم غروب مراجعت به عشرتآباد نموديم .
روز شنبه هفدهم [ شوال ] :
امروز ان شاء الله بهسمت قم و عراق حركت مىكنيم . كسانى كه از حرمخانه و غيره بايد به سفر بيايند ، صبح حركت كرده بودند . رفتيم به حمام ، از حمام بيرون آمده رفتيم به ديوانخانه ، بلافاصله جناب امين السلطان به حضور آمد ، عرايض و كارهاى عمده داشت نشستيم ، نوشتجات و احكام زيادى خوانده و صحه گذاشتيم . بعد جناب امين السلطان از پى انجام فرمايشاتى كه شده بود ، به شهر مراجعت نمود كه عصر از آنجا به كهريزك 2 بيايد . بعد نايب السلطنه و جناب امام جمعه به حضور آمدند ، جناب امام جمعه دعاى سفر به گوش ما خوانده و يك قرآن كوچك بغلى خطى خيلى اعلى هم كه همراه آورده بود به ما هديه داد . آمديم دم در ، ديديم شاهزادگان و اجزاء و خدام درب خانه مرحومهء شكوه السلطنه 3 را كه فرموده بوديم نايب السلطنه امروز به حضور بياورد حاضر كرده است :
عضد الدوله ، جهانسوز ميرزا ، حاجى بهاء الدوله ، معز الدوله ، حاجى محمد خان و ناظر و ساير اجزا درب خانه شكوه السلطنه همه به حضور رسيدند . جمعيت زيادى نيز از نوكر و غيره بودند . آمديم سوار كالسكه شده از بيرون شهر رانديم براى كهريزك . سوارهاى كشيكخانه و سوارهء ابو ابجمعى علاء الدوله و ساير سوار و نوكرى كه بايد به سفر بيايند ، كنار راه صف كشيده بودند . نايب السلطنه و ساير رجال هم از عقب كالسكهء ما مىآمدند .
از جلو تمام سوارها گذشته رانديم ، تا از سمت نجفآباد داخل راه حضرت عبد العظيم