3 - خاطرات ناصر الدين شاه در هفتمين سفر قم 1
بسمه تبارك و تعالى
روز چهارشنبه چهاردهم شوال المكرم لوىئيل سنه 1309 :
امروز ان شاء الله به عزم سفر عراق از شهر دار الخلافه به عشرتآباد مىرويم و سه شب در آنجا توقف نموده ، بعد از آنجا عازم سفر عراق خواهيم شد . صبح از درب عمارت سلطنتى آمديم بيرون ، سوار شده يك سر رفتيم به صاحبقرانيه .
اين ايّام شميرانات خيلى باصفا است ، فصل گل اقاقيا و گل زرد شميران است ، در شهر گل اقاقيا مدتى است تمام شده ، اواسط گل سرخ شهر و دوشانتپه و عشرتآباد و محوطهء شهر است ، گوجه هم در شهر درشت شده ، خيار به بازار آمده ، بادام هنوز مغز نبسته است .
خلاصه ناهار در صاحبقرانيه خورده و عصر از آنجا سوار شده آمديم به سلطنتآباد ، قدرى در باغ گردش كرده ، بيرون آمديم و سوار شده آمديم به عشرتآباد .
روز پنجشنبه پانزدهم [ شوال ] :
امروز ناهار در عشرتآباد خورده عرايض و نوشتجات زيادى به حضور آورده بودند . همه را خوانده و جواب داديم . بعد از ناهار سوار شده رفتيم به باغ شاه ، خيلى باغ باصفا بود . بعد رفتيم به باغ اميريهء نايب السلطنه ، و از آنجا بيرون آمده رفتيم به باغ اقبال الدوله . گل طاوس زيادى داشت و باصفا بود ، تا غروب در اين باغات گردش و تفرج كرده و غروب مراجعت به عشرتآباد نموديم .
روز جمعه شانزدهم [ شوال ] :
ناهار در عشرتآباد خورده ، بعد از ناهار چون علماى تهران بايستى به حضور بيايند ، از عشرتآباد سوار شده آمديم به شهر ، عصر در قصر ابيض علما به حضور آمدند :
اول جناب صدر العلماء و جناب آقا سيد عبد الله و بعضى ديگر و بعد جناب آقا ميرزا