به حوض سلطان است . ولى بسيارى از مورخين عرض و طول آن را زياده بر اينها گفتهاند ، چنانكه فاضل مفيدى مورخ يزد گويد ، قصبه عقدا بر لب درياچهء ساوه واقع بوده است .
علىاىحال آنچه از نگارش مورخين اسكندر مقدونى و علماى جغرافى و يونانى و رومى كه سير و حركت آن پادشاه جهانگير را ثبت و ضبط و تحقيقات كامله در مسافرت او نمودهاند برمىآيد ، اين است كه در آن ازمنه و اوان بحيره ، در اين قطعهء كوير مشهور به حوض سلطان كه اكنون چند سال است درياچه تشكيل يافته است نبود ، زيرا على التحقيق اسكندر از استخر فارس به آسپادانا ، يعنى سپاهدان آمده كه به كثرت استعمال سپاهان و اسپهان گفتهاند كه اصفهان معرّب آنست و از اصفهان به اكباتان كه همدان باشد رسيده و از آنجا به تعاقب داراى سوم كيانى پادشاه ايران به راكا يا راكز يعنى رى آمده ، مسلما عبورش از راه زرند يا ساوه بوده و لابد از قرب بحيره حاليه گذشته و اگر در آنوقت بحيره در امتداد اين كوير مىبود و آبى وجود مىداشت ، ديده مىشد ، چنانكه الحال از مسافتى بعيد ، مشهود است و مورخين اسكندر لابد ذكرى از آن بحيره مىنمودند ، چنانكه از صحراى قفر 12 كوير شرحى نوشته « دزرد مرى 13 » ناميدهاند ، پس معلوم مىشود كه بحيره حاليه در ازمنه و ادوار سابقه گاهى بروز مىكرده و مدتى آب داشته و باز به مرور دهور فرورفته و روزگارى خشك بوده است . چنانكه خود اين بندهء نگارنده از معمرّين ولايت قم شنيدم از اسلاف خويش روايت مىكردند كه در اوايل ظهور اختر جهانآراى سلطنت سلسلهء عليهء قاجاريه يعنى اوان جهانگيرى و كشورستانى محمد حسن شاه قاجار ، اين بحيره وجود داشته و باز پس از چندى خشك شده بود .
پس ممكن است بگوييم در زمان عبور اسكندر مقدونى از حوالى اين درياچه اوقاتى بوده كه آب نداشته است و اگر به قول معمرين قم چندان وثوقى نباشد ، اما بعضى قراين و آثار دلالت بر اين مىكند كه از ازمنهء عتيقه تا اواخر عهد ساسانيان ، راه از قم به رى يقينا از وسط كوير نبوده و از دو معبر معتبر مسطور در ذيل ، عموم قوافل و بازرگانان يا عساكر شهرياران از قم بهطرف رى و خراسان مىرفتهاند .
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١٧٠