بيدارى ملّت نباشند مردم را حال بهتر از اين نبايد و از آن قوم غير از دزدى و خيانت نشايد .
البته شنيدهايد كه در ممالك اروپ حسن اخلاق و نور تمدّن و صيت عدل و طريقهء مساوات و وتيرهء مواسات چگونه در ميان مردم شايع و ظاهر گشته و به حقوق آدميت و انسانيت چگونه پى برده و همگى در مهد امن و امان به خوبى و خوشى زندگانى مىنمايند .
جهت غير از اين دو مسأله نيست : يكى آنكه مدارس و مكاتب مرتّب و منظم دارند و مردم را از طفوليّت و صغارت به مدارس و مكاتب مىگذارند و به تعليم اجبارى طبايع را به حسن سيرت و نيكويى فطرت تربيت مىنمايند .
و بعد از تعليم علوم لازمه ، هركس را به كسب و صنعتى كه درخور اوست ، مىگمارند و بعد از آن هم ، آنان را به حال خود نمىگذارند .
در هر شهرى مدعوين و ناصحين گماشته كه در معابر و محافل آن ملّت را به اصول عقايد و فروع احكام و مراتب اخلاق و قواعد انسانيت دعوت مىنمايند .
مسلم است همچه قومى از طفوليت تا به كهولت جز تذكار آدميت و قوانين شريعت سخنى به گوشش نمىخورد تا از جادّهء حقيقت منحرف گردد .
از همين جهت بود كه خاتم الانبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - فرمودند : « اطلبوا العلم من المهد الى اللحد . » « 1 »
و از همين بابت حضرت احديت به شخص شريف ختمى مرتبت مىفرمايد :
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » پس قومى كه ناصح و واعظ و زاجر نداشته باشند ، سزاوار است كه هميشه در چاه طبيعت و در تيه ضلالت سرگردان و واله و حيران بوده ، غير از جهالت و خيانت هنرى از ايشان ظاهر و هويدا نخواهد بود .
چنانچه در دو روز قبل از براى فريضهء ظهر و عصر در مسجد گوهرشاد در ميان يكى از شبستانها حاضر شده و بعد از اداى فريضه در گوشهاى نشسته بودم .
هامش
( 1 ) . يعنى : « ز گهواره تا گور دانش بجوييد . » نهج الفصاحة ، ص 68 .
( 2 ) . « و پند بده كه اندرز مؤمنان را سود دهد » ذاريات 51 / 55 .