تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
الاطهار . اسم كمپانى نمسه كه هفتاد و يك واپور دارد از اين قرار است : سوستيه‌دى ، نوىكاسيونه ، اوايوردل ، لايد ، اوسترو و هنگريكو كه در بندر تريسته سكنى دارند و در اسلامبول و غيره وكلا دارند .

اسكندريه

روز سه‌شنبه بيست و سيم شوال :

[ امروز ] اول قوس است كه ديشب تحويل شمس شده است . از ديشب تابه‌حال الحمد الله دريا سلامت است . از بس كه
« رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ »
گفتم الحمد الله ما صدقى بهم رسانيد . امروز فرصت كرده مقام مريميه را به انجام رسانيدم . به غروب سه ساعت مانده به لنگرگاه اسكندريه رسيديم . بيست ميل به بندر مانده فنر چراغى كه شب‌ها مىسوزانند پيدا است . از اسكندريه به مصر حركت به جنوب و مشرق است . از مصر تا سويس « 1 » حركت به جانب مشرق است و از اسكندريه تا قاهره مصره به خط مستقيم صد ميل انگليسى است و [ با ] راه‌آهن يك صد و سى و يك ميل انگليسى است . اسكندريه از بناهاى اسكندر رومى است كه سيصد و سى و دو سال قبل از ولادت حضرت عيسى بنا كرده است . در آن زمان او را ثانى شهر روم مىگفتند . اكنون به واسطهء « شمن‌دفر » از بنادر خوب دنيا محسوب مىشود . در مسافت دوازده ميل به اسكندريه ، جزيرهء كوچكى است [ كه ] به نام لردنلسان ادميرال « 2 » انگليسى معروف است . [ لردنلسان ] در نزديكى اين جزيره با ناپلئون جنگ كرده و سفاين فرانسه را تصاحب كرده لهذا [ جزيره ] به اسم او موسوم شده . اين جنگ در سنهء يك هزار و هفتصد و نود و هفت مسيحى مطابق اوايل سنهء يك هزار و دويست و دوازده هجرى اتفاق افتاد . ترجمهء احوال لردنلسان در كتاب جام‌جم 60 در باب پنجاه و هشتم مذكور است . القصه ، در كنار اسكندريه به جهت سفاين ، كمپانى انگليسى ليمان خوبى بنا نهاده . هر سنگ مربعى كه آن‌جا بنا نهاده شده يك ليرهء انگليسى خرج شده . باقى مخارج را بايد از عدد سنگ سنجيد . كشتىها به مسافت يك ميل به مشرق حركت كرده داخل ليمان مىشوند . كنارهء دريا خيلى عميق نيست . به جهت آن‌كه سفاين در گل ننشينند ، طايفه‌اى از عرب كه در ساحل مىنشينند و كمال بلديت دارند ، به قلاووزى مىآيند كه سفاين را داخل لنگرگاه بكنند . آن‌ها را قلاووز مىگويند كه به تركى به معنى قايد و ديده‌بان است . كاپيتان از دور آن‌ها را ديد ، هيچ اعتنا نكرد . گفت : « اين‌ها يك بار مرا بازى داده‌اند .
هامش
( 1 ) سوئز . ( 2 ) متن : آدميرال ، لفظ انگليسى ، درياسالار .
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 88 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا