تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
( 40 )

- اشعرى -

اشعرى شهرت ابو الحسن على ابن اسماعيل بصرى ( متوفى 324 ق ) متكلم معروف شافعى و مؤسس و موجد مذهب مخصوص به اشاعره در كلام و عقايد . در بصره متولد و نخست نزد ابو على جبائى از مشاهير معتزله كه در واقع شوهر مادرش بود تلمذ مىكرد . اما سال‌ها بعد بنا به مشهور به‌سبب آن‌كه پيغمبر را در خواب ديد به ترك آن طرقه مصمم گشت و در مسجد بصره از طريقه معتزله آشكارا كناره‌گيرى كرد ( حدود 300 ق ) و در مقابل روش آن‌ها كه شيوه برهان و كلام بود طريقه اهل سنت را تقويت و تاييد نمود و بر خلاف آن‌ها سخن گفت و در تبيين و تاييد عقايد اهل سنت بر خلاف براهين و تأويلات معتزله به اقامه حجت و برهان پرداخت . آثار معروف او . اللمع . رساله استحسان الخوض فى علم الكلام . مقالات الاسلاميين . « مصاحب ، ج يك » ( 41 )

- شيخ محمود شبسترى -

محمود ابن امين الدين عبد الكريم بن يحيى از اكابر عرفاى نامى كه جامع علوم عقليه و نقليه بوده . در زمان اولجايتو در تبريز مقيم و مرجع خاص و عام بوده . مير حسينى سادات هروى كه در آن زمان در خراسان شهرت بسيار داشته هفده بيت مشتمل بر هفده سؤال داير بر حقايق سير و سلوك و عرفان خدمت وى فرستاده او نيز به اشاره پير خود « بهاء الدين يعقوب تبريزى » در مقابل هر بيت ، يك بيت در جواب آن نگاشته و پس از چندى آن‌ها را قدرى بسط داده و ابيات و مطالبى چند بر آن افزوده « گلشن‌راز » ش ناميد . « مصاحب ، ج 2 ، بخش يك » ( 42 )

- گلشن‌راز -

مثنوى كوتاه عرفانى در بحر هزج مسدس و وزن خسرو شيرين نظامى اثر مشهور شيخ محمود شبسترى . گلشن‌راز باوجود اختصار متضمن نكات مهم عرفانى است . بر اين منظومه شرح‌هاى متعددى نوشته شده از جمله : شرح اسيرى لاهيجى موسوم به « مفاتيح الاعجاز ، شرح داعى شيرازى موسوم به « نسائم گلشن » . ( 43 )

- ريون -

رودى به طول 290 كيلومتر كه از كوه‌هاى قفقاز در غرب جمهورى گرجستان شوروى سرچشمه مىگيرد و به جانب جنوب روان مىشود و پس از عبور از كوتايس در پوتى به درياى سياه مىريزد . از مسير علياى آن براى تهيه نيروى برق استفاده مىشود . « مصاحب ، ج يك » ( 44 )

- باطوم -

بندرى است از جمهورى گرجستان شوروى نزديك درياى سياه با هفتاد هزار نفر جمعيت . لوله‌هاى نفت ، آن را به باكو متصل مىكند . از مراكز عمده تصفيه و حمل نفت است . به واسطهء زيبايى و باغ نباتاتش شهرت دارد . در قرن 17 و 18 ميلادى گاهى در تصرف روس‌ها و گاه در تصرف ترك‌هاى عثمانى بود . در 1878 به تصرف روسيه درآمده . « مصاحب ، ج يك » ( 45 )

- طابور -

يا « تابور » لفظ عبرى به معنى تل بلند . نام كنونى آن‌طور يا جبل الطور است كه در 10 كيلومترى شمالى ناصره است . در دوره جنگ‌هاى صليبى دژى بر قله آن بود كه « صلاح الدين ايوبى » آن را تصرف كرد . بيبرس در حملات خود به « عكا » آن را پايگاه عمليات قرار داد . اين « طور » را نبايد با كوه طور معروف ( طور سينا ) اشتباه كرد . « مصاحب ، ج 2 ، بخش يك » ( 46 )

- يحيى ابن اكثم -

قاضى القضاة دوره مأمون و يكى از نزديكان وى . ( متوفى 243 ق ) در زمان