تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
اسلام شهر معلوم نيست . به روايتى بسطام نام حاكم خراسان در دورهء خسرو پرويز آن را بنا نهاد و به قولى از تأسيسات دورهء شاپور دوم ساسانى است . در دورهء عباسى بسطام دومين شهر ايالت قومس و تالى دامغان بود . پس از هجوم مغول رو به انحطاط گذاشت . از آثار جالب آن مقبره « بايزيد بسطامى » و مسجد جمعه است . « مصاحب ، ج يك » ( 14 )

- گبر -

نامى است كه سابقا به تحقير به زردشتيان اطلاق مىشد . بعضى آن را از كلمه كافر گرفته‌اند . « دهخدا » ( 15 )

- شماخى -

شهرى است در مشرق آذربايجان شوروى در دامنه كوه‌هاى بزرگ قفقاز ، محصول عمده‌اش شراب ، تأسيس آن را به « شماخ ابن شجاع » حكمران شروان معاصر هارون الرشيد نسبت مىدهند . نام اوليه آن شماخيه بوده . برطبق عهدنامه گلستان ( 1228 ه ق ) شماخى به روسيه واگذار شد . پس از زلزله ( 1902 م ) اهميتش بعنوان مركز ابريشم از بين رفت . ويرانه‌هاى مقابر شروانشاهان در آن باقى است . « مصاحب ، ج 2 ، بخش يك » ( 16 )

- شروان -

شروان يا شيروان ، ناحيه و ولايتى قديم در كنار درياى خزر در شمال رود كر ( كورا ) در آلبانياى قديم و آذربايجان شوروى كنونى . طبق عهدنامهء گلستان ( 1228 ه ق ) شروان همراه دربند و قوبه و باكو از ايران منفك و به خاك روسيه ملحق گرديد . در حال حاضر شروان جزء آذربايجان شوروى است . « مصاحب ، ج 2 ، بخش يك » ( 17 )

- تحفة العراقين -

مثنوى در بحر هزج مسدس مقصور ( يا مخدوف ) از خاقانى ( قرن ششم قمرى ) . شاعر اين كتاب را در شرح مسافرت خود به عراق عرب و عراق عجم و مكه معظمه سروده و مانند ديگر اشعار او مشكل و محتاج تفسير و شرح مىباشد . « مصاحب ، ج يك » ( 18 )

- جمال الدين عبد الرزاق اصفهانى -

( متوفى 588 ه ق . اصفهان ) شاعر ايرانى ، از قصيده‌سرايان و غزل‌سرايان معروف عراق . وى در آغاز ، حال پيشه زرگرى داشته و ظاهرا به نقاشى نيز مشهور بوده است . وى علاوه بر مدح برخى از سلاجقه عراق و بعضى از امراى آل باوند مازندران برخى رؤساى آل خجند و آل صاعد اصفهان را مدح كرد . با بعضى از شاعران عصر خويش ( خاقانى ، انورى ، و طواط ) مشاعره و مكاتبه داشته . كمال الدين اسماعيل شاعر معروف پسر اوست . « مصاحب ، ج 1 » ( 19 )

- ميرزا عباسقلى شروانى -

ولادت اين بىبضاعت جانى عباسقلى قدسى ابن ميرزا محمد خان ثانى سنه 1208 ه ق . در قريه « اميرحاجان » باكو بوده . از هفت سالگى به مدت ده سال جز از سواد جزئى فارسيات بهره‌اى نبرد . بعد از تحصيلات مقدماتى به دستور فرمانفرماى قفقازيه ژنرال « يرملوف » در سنه 1345 قمرى وارد خدمات دولتى مىشود در تفليس ضمن خدمت انواع و اقسام علوم را نيز مطالعه مىكرد و در ضمن از ولايات شيروان ، ارمن ، داغستان و گرجستان نيز ديدن كرده است . در امور جنگ و صلح با ايران و روم ( عثمانى ) از مقربان فرمانفرماى عساكر روس امير اعظم پاسكويچ بوده است . تأليفاتى از شيروانى باقى است از جمله : « رياض القدس » به زبان تركى در