اسلام شهر معلوم نيست . به روايتى بسطام نام حاكم خراسان در دورهء خسرو پرويز آن را بنا نهاد و به قولى از تأسيسات دورهء شاپور دوم ساسانى است . در دورهء عباسى بسطام دومين شهر ايالت قومس و تالى دامغان بود . پس از هجوم مغول رو به انحطاط گذاشت . از آثار جالب آن مقبره « بايزيد بسطامى » و مسجد جمعه است .
« مصاحب ، ج يك »
( 14 )
- گبر -
نامى است كه سابقا به تحقير به زردشتيان اطلاق مىشد . بعضى آن را از كلمه كافر گرفتهاند .
« دهخدا »
( 15 )
- شماخى -
شهرى است در مشرق آذربايجان شوروى در دامنه كوههاى بزرگ قفقاز ، محصول عمدهاش شراب ، تأسيس آن را به « شماخ ابن شجاع » حكمران شروان معاصر هارون الرشيد نسبت مىدهند . نام اوليه آن شماخيه بوده . برطبق عهدنامه گلستان ( 1228 ه ق ) شماخى به روسيه واگذار شد . پس از زلزله ( 1902 م ) اهميتش بعنوان مركز ابريشم از بين رفت . ويرانههاى مقابر شروانشاهان در آن باقى است .
« مصاحب ، ج 2 ، بخش يك »
( 16 )
- شروان -
شروان يا شيروان ، ناحيه و ولايتى قديم در كنار درياى خزر در شمال رود كر ( كورا ) در آلبانياى قديم و آذربايجان شوروى كنونى . طبق عهدنامهء گلستان ( 1228 ه ق ) شروان همراه دربند و قوبه و باكو از ايران منفك و به خاك روسيه ملحق گرديد . در حال حاضر شروان جزء آذربايجان شوروى است .
« مصاحب ، ج 2 ، بخش يك »
( 17 )
- تحفة العراقين -
مثنوى در بحر هزج مسدس مقصور ( يا مخدوف ) از خاقانى ( قرن ششم قمرى ) .
شاعر اين كتاب را در شرح مسافرت خود به عراق عرب و عراق عجم و مكه معظمه سروده و مانند ديگر اشعار او مشكل و محتاج تفسير و شرح مىباشد .
« مصاحب ، ج يك »
( 18 )
- جمال الدين عبد الرزاق اصفهانى -
( متوفى 588 ه ق . اصفهان ) شاعر ايرانى ، از قصيدهسرايان و غزلسرايان معروف عراق . وى در آغاز ، حال پيشه زرگرى داشته و ظاهرا به نقاشى نيز مشهور بوده است . وى علاوه بر مدح برخى از سلاجقه عراق و بعضى از امراى آل باوند مازندران برخى رؤساى آل خجند و آل صاعد اصفهان را مدح كرد . با بعضى از شاعران عصر خويش ( خاقانى ، انورى ، و طواط ) مشاعره و مكاتبه داشته . كمال الدين اسماعيل شاعر معروف پسر اوست .
« مصاحب ، ج 1 »
( 19 )
- ميرزا عباسقلى شروانى -
ولادت اين بىبضاعت جانى عباسقلى قدسى ابن ميرزا محمد خان ثانى سنه 1208 ه ق . در قريه « اميرحاجان » باكو بوده . از هفت سالگى به مدت ده سال جز از سواد جزئى فارسيات بهرهاى نبرد . بعد از تحصيلات مقدماتى به دستور فرمانفرماى قفقازيه ژنرال « يرملوف » در سنه 1345 قمرى وارد خدمات دولتى مىشود در تفليس ضمن خدمت انواع و اقسام علوم را نيز مطالعه مىكرد و در ضمن از ولايات شيروان ، ارمن ، داغستان و گرجستان نيز ديدن كرده است . در امور جنگ و صلح با ايران و روم ( عثمانى ) از مقربان فرمانفرماى عساكر روس امير اعظم پاسكويچ بوده است . تأليفاتى از شيروانى باقى است از جمله : « رياض القدس » به زبان تركى در