« برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقش دفترى است معرفت كردگار »
روز چهارشنبه غره ربيع الثانى سنهء يك هزار و دويست و نود و سه :
از سليمانيه به كن آمديم . شب گذشته تا نصف شب طورى باران آمد كه سيلهاى گران از هرطرف برخاست ، چنانچه منوچهرى گفته :
ز صحرا سيلها برخاست هرسو * دراز آهنگ و بىجان و زمينكن
چو هنگام عزايم زى معرم * به تك خيزند ثعبانان ريمن
و در خبر است ، « اذا اراد الله يقوم خيرا مطرهم بالليل و تمسهم بالنهار . »
امروز در نهارگاه باغ مرحوم ميرزا زين العابدين باران آمد . كوه ازگى را كه در نزديكى آنجا واقع است برف زد . خيلى سرد شد . در خارج كن حاج عباسعلى برادر و ساير كسان و متعلقان جناب مجتهد الزمانى حاجى ملا على حفظ الله ، با ريشسفيدان و كلانتر كن آمده بودند . چون در طوفان دريا كه ما بين قبرس و رودس اتفاق افتاده بود هزار تومان نذر سلامتى از دريا كرده بودم . در همانجا با حاجى عباسعلى ، مكانى كه براى ساختن پل مناسب بود معين كرديم كه انشاء الله خداوند توفيق بدهد كه به اين ثواب نائل گردد . به حق محمد و آله .
در كن جناب وزير لشكر ميرزا موسى به استقبال آمدند . عصرى ، نواب مستطاب اشرف و الا حسام السلطنه دام اقباله العالى و نواب مستطاب نصرت الدوله دام اجلاله و سركار حاجى عمو سيف الدوله ميرزا 181 به استقبال آمدند و شب را در كن تشريف داشتند . همه صحبت مكه و منى و مروه و صفا بود ،
« شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد * شب را چه گنه قصهء ما بود دراز »
روز پنجشنبه دوم ربيع الثانى سنه يك هزار و دويست و نود و سه هجرى - مطابق نهم ارديبهشت ماه جلالى ، مطابق بيست و هفتم آوريل ماه انگليسى سنه يك هزار و هشتصد و هفتاد و شش مسيحى :
از كن به دار الخلافه آمديم . بالخير و العافيه وارد وطن مالوف يعنى دار الخلافه الكبرى شديم . از روز خروج از تهران تا روز دخول ، دويست و سى و سه روز كشيد . از اين ايام يك صد و هفده روز را در ولايات و منازل عرض راه توقف كرديم و يك صد و شانزده روز خواه در خشكى خواه در دريا در حركت بوديم . از اين يك صد و شانزده روز كه حركت مىكرديم مدت سى و هفت روز در واپور ديجور بوديم و مدت هفتاد و نه روز در خشكى و صحور .
نوابان مستطابان حسام السلطنه و نصرت الدوله دام اقبالهما تا خانه همراه بودند . در طرشت 182 نهار خورده قبل از نهار حاجى صدر الدوله اشيك آقاسىباشى حضرت گردون بسطت وليعهد دولت قاهره مد ظله العالى از جانب معظم اليه با سوار يدك به استقبال آمدند . بعد نواب جهانسوز ميرزا امير تومان از جانب جناب اشرف افخم سپهسالار اعظم دام اقباله تشريف آوردند . مقرب الخاقان ميرزا محمود وزير دار الخلافه با احتساب الملك از جانب حضرت نايب السلطنه دامت شوكته آمدند و سركا معظم اليه يدك و كالسكه فرستاده بودند . در كالسكهء