فصل يازدهم ؛ بيان مستحبات وقوف به مشعر الحرام است .
آنها بيست و سه چيز است : اول ، متوجه شدن به مشعر الحرام به آرام تن و دل . دوم ، استغفار كردن در حال رفتن به آن مكان . سيم ، چون به تل سرخ كه به دست راست راه واقع است برسد مستحب است [ كه ] اين دعا را بخواند ، « اللهم ارحم موقفى و زدنى عملى و سلم لى دينى و تقبل منى مناسكى » . چهارم ، آنكه شتر را تند نراند و كسى را آزار نرساند در راندن . پنجم ، بسيار خواندن اين دعا : « اللهم اعتق رقبتى من النار . » ششم ، تأخير انداختن نماز شام و خفتن است تا مشعر الحرام ، اگرچه ثلث اول شب بگذرد و اگر مانعى بههم رسد كه نتواند پيش از ثلث شب رسد ، نماز را ادا بكند . هفتم ، جمع نمودن ميان نماز شام و خفتن است به يك اذان و دو اقامه . هشتم ، تأخير انداختن نمازهاى نوافل شام است بعد از خفتن . نهم ، چون به مشعر الحرام آيد چنين نيت نمايد كه « شب را به روز مىآورم در مشعر الحرام در حج تمتع از جهت رضاى خداوند » در بيان واجبات حج مذكور داشتهايم كه اظهر و احوط وجوب ، شب ماندن است در مشعر . دهم ، فرود آمدن در شكم وادى است در جانب راست راه كه از عرفات مىآيند . يازدهم ، خواندن اين دعاست در حين فرود آمدن در مشعر ، « اللهم انى اسئلك ان تجمع لى فيها جوامع الخير . اللهم لا تؤيسنى من الخير الذى سالتك ان تجمعه لى فى قلبى ثم اطلب منك ان تعرفنى ما عرفت اوليائك فى منزلى هذا و ان تقينى جوامع الشر » . دوازدهم ، هفتاد سنگريزه براى رمى جمرات كه در منى بايد گردد ، شب از مشعر بردارد . سيزدهم ، بودن سنگريزههاست به رنگ سرمه يا رنگ ديگر . ولى نقطهدار باشد و يك [ به ] يك برچيده باشند . چهاردهم ، سنگريزهها بايد سست باشند نه سخت .
پانزدهم ، [ سنگريزهها ] به قدر سر انگشتان باشد . شانزدهم ، براى وقوف غسل نمايد . هفدهم ، وضو داشته باشد در حال وقوف . هيجدهم ، خواندن دعاى مخصوص كه وارد شده از ائمه عليهم السلام و حمد و ثناى الهى را بهجا آورد در مشعر . نوزدهم ، خواندن « اللهم رب المشعر الحرام فك رقبتى من النار » و تتمهء آن [ دعا ] در مناسك مرقوم است . پس از آن دعاى بسيار كند .
بعضى قائل به وجوب دعا شدهاند . بيستم ، غير از امام ، پيش از طلوع آفتاب از مشعر كوچ كنند به شرط آنكه از وادى محسر نگذرند تا طلوع نكند آفتاب . بيست و يكم ، چون آفتاب به كوه ثبير افتد اعتراف به گناهان خود كند هفت مرتبه و به همين عدد استغفار كند . بيست و دوم ، چون روانه شود با ذكر الهى و استغفار و سكينت و وقار برود . بيست و سيم ، چون به وادى محسر رسيد تند برود مانند شتر اگر پياده باشد . و اگر سواره باشد تند براند مركب خود را . اين را هروله گويند چنانچه گذشت در سعى بين المنارتين . و اگر فراموش شود هروله ، تدارك شود و برگردد با هروله برود و در حال هروله اين دعا را بخواند ، « اللهم سلم عهدى و اقبل توبتى واجب دعوتى و اخلقنى فيمن تركت بعدى . » و بگويد ، « رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت الاغر الاكرم . »