رفته و شبها نيز در تماشاخانهها و مجالس بال رجال دولت بودند ، و اعليحضرت پادشاه يك عدد قوطى انفيهء مرصّع به الماس كه تمثال خودش در روى آن مصوّر بود به رسم يادگارى بتوسط وزير خانهء خود به جناب امين الملك فرستاد ، تا اينكه مجلس بال پادشاه نيز با كمال آراستگى و پيراستگى به اتمام رسيد . بعد از انقضاى مجلس اذن مرخصى از اعليحضرت پادشاه گرفته مراجعت به منزل نمودند .
گردش سفير ايران در ايتاليا
شهر تورن كه پايتخت دولت ساردانيا بود شهرى باصفا و يكصد و هشتاد هزار سكنه داشت . روز يكشنبه جناب سفير كبير سه چهار نفر نوكر كه همراه خود برده بود از شهر تورن روانهء پاريس [ نموده ] و خود همراه ميرزا ملكم خان و ميرزا رضا وفكتى صاحب مجرد و با لباس فرنگى با آزادى تمام از شهر مزبور حركت و عازم ديدن شهرهاى اتاليا شدند .
و آن روز در عرض راه گذر بشهرى افتاد اسكندريه نام كه از شهرهاى قديم اتاليا و بقرار سى هزار سكنه داشت و قلعهء خرابه در آنجا مشاهده شد كه از اولين بناهاى اتالى و زياد بناى عالى و از آثار مشهوره بود . از قرارى كه مذكور بود پادشاه ساردانيا اراده داشت كه قلعهء مزبور را تعمير نمايد و اين قلعه در محال مارنگ « 1 » واقع ، و اين سرزمين ميدان جنگهاى ناپليون اول با دول نمسا و جنگ سخت و خونآلود در اين صحرا رو داد ، و اين دعواى مارنگ يكى از جنگهاى مشهور ناپليون اول است .
و آن شب جناب معزىاليه وارد شهر ژن « 2 » كه يكى از شهرهاى اتاليا و بسيار باصفا و آباد و در كنار درياى مديترانى واقع [ بود ] و
هامش
( 1 ) -Marengoدر جنوب شرقى الساندريا يا اسكندريه در ايتالياى شمالى - در اصل : مرانك .
( 2 ) -Genesبندر معروف ايتاليا در ساحل درياى ليگورى در مديترانه .