يكصد و پنجاه هزار جمعيت داشت [ شدند ] . اكثر مردمانش متمول و آشوبطلب مشهور بود [ ند ] . و شب در آنجا جناب امين الملك به تماشاخانه رفتند و روز تا ظهر آثار ديدنى آنجا را ديده روانه [ شدند ] ، و هنگام صبح عبور از شهر لىورن « 1 » كه يكى از شهرهاى توسكان « 2 » و شهر بندر و چهل و يكهزار جمعيت مذكور ، و ده هزارش را فقط يهود مىگفتند [ اتفاق افتاد ] .
بندر ليوورن و آبانبار آن
چند بناى غريبه در آنجا مشاهده افتاد از جمله : آبانبار بسيار بزرگى بود كه بنايش از ناپليون اول و آخر پادشاه طوسكان آن را تمام كرده ، از قرارى كه مذكور بود بعد از اتمام اين آبانبار از بسكه مكان منقّح و پاكيزه گرديد پادشاه در آنجا مجلس بالى ترتيب و با همهء اهل شهر در آن مكان جشن بزرگى بنياد كردند ، و بعد از اتمام مجلس عيش آب به آنجا باز نمودند . و چيز غريبهاى كه براى تصفيهء آب اين انبار اختراع كردهاند اين است كه دور اين انبار آبانبار ديگرى ساخته و ديوارى از سنگ مجوّف و متخلخل ما بين اين دو آبانبار قرار دادهاند كه آب داخل آبانبار اول گرديده از آن ديوار سنگى با كمال آسانى نفوذ به آبانبار بزرگ مىكرد و آب آنجا را بسيار صاف و زلال مىنمود و آبش بسيار شيرين و گوارا و از چهار فرسخى با لولهء آهنى از كوهى درآورده بودند .
و از جمله بناهاى عالى مسجدى براى يهودان و كليسائى از براى مسيحيان تعمير كرده كه هردو بنا بسيار باشكوه و آراستگى « 3 » بودند . بعد از
هامش
( 1 ) -Livourne( 2 ) -Toscan( 3 ) - در اصل چنين است .