گرديد ، و بعد موافق قانون سه نفر واجب القتل و مقتول و يك نفر مستحق حبس شد . پيش از آنكه حكم قتل آن سه نفر صادر بشود يكى از ايشان كه موسوم به اورسينى بود از محبس كاغذى به امپراطور مىنويسد ادراك و ذكاوت او ازين كاغذى كه به اعليحضرت امپراطور نوشته است معلوم مىشود . سواد ترجمهء آن اين است كه عرض مىشود :
اعليحضرتا حادثهاى كه در باب قصد قتل اعليحضرت امپراطور در چهاردهم ژانويه از من اتفاق افتاد كفايت مىكند به استحقاق قتل من ، و اين مرگ را بر خود ترجيح مىدهم بعفو از كسى كه قاتل « 1 » آزادى وطن بدبخت من است ؛ زيرا كه در حالت حالى من مرگ يك عمل خوبيست از براى من ، و در آخر عمر خود مىخواهم حركتى بكنم براى حمايت و اعانت مملكت اتاليا كه آزادى او تا امروز مرا ببعضى بلاها انداخته است ، و بكرّات خود را بفداها دادهام . و اين عمل را هيچ منظور و مقصود غير از حب الوطنى من نخواهد بود ، و اين آخرين خيال و اعتقاد من است كه به آن اعليحضرت مىنويسم از براى نگاهدارى مساوات ميزان يروپ ، شرط لازمه از اين است كه بايد اتاليا را آزاد كرد ، و زنجيرى كه دولت افستريه بغلامى خود بسته است بايد از گردن ايشان برداشت .
نمىگويم كه براى آزادى اتالى [ بايد ] خون فرانسه را ريخت ؛ ولى اتالى مىخواهد فرانسه در كارهاى او مداخله ننمايد ، و منظور او اين است فرانسه اذن ندهد بدون آلمانك بحمايت افستريه در جنگى كه گويا بعد از چندى فيما بين آنها برپا خواهد شد ، چنانچه اگر آن اعليحضرت بخواهد و همين است كه مىتواند بكند ، و در دست آن اعليحضرت است خوشبختى و بدبختى و زندگى و مرگ يك ملتى كه اكثرى از قسمت يروپ قرضدار حقوق تربيت
هامش
( 1 ) - در اصل : قابل - تصحيح قياسى است .