در شهر روآن
بارى يك ساعت از شب رفته ايلچى كبير جماعت آنجا را به بيانات شايسته اظهار تشكر و خوشنودى از ملاقات ايشان كرده خداحافظ نمودند ، و از آنجا بكالسكهء بخار نشسته عازم شهر روآن شدند و دو ساعت از شب رفته وارد شهر مزبور گرديدند .
رئيس اين شهر با چند نفر از معارف و صاحبان مدارس و علماء در سر راهآهن بنابر خبر تلغراف حاضر بودند . بعد از ملاقات و تعارفات بالاتفاق روانه مهمانخانهء مشهور بمهمانخانهء فرانسه گرديدند . چون جناب ايلچى كبير از كثرت حركت روز زياده خسته بود از اهل مجلس معذرتخواهى كرد . اهل مجلس همه تعارفات به عمل آورده قرار گذاردند كه فردا بتفرّج كارخانجات رفته شام را در خدمت جناب ايلچى كبير در همان مهمانخانه صرف نمايند . فرداى آن روز نايب حاكم آن شهر كه در نواحى بود نزد جناب ايلچى آمده از جانب والى شهر ابلاغ نمود كه : من كمال افسوس را دارم از اينكه هنگام ورود جناب شما در شهر نتوانستم حاضر بشوم ، و به جهت بعضى مأموريت خارجه ممكنم نگرديد كه از ملاقات جناب شما بهرهمند بشوم ، با نهايت تأسف نايب خود را خدمت شما فرستاده بتشريف آوردن شما تهنيت مىگويم ، و اميدوارم كه اين محرومى مرا حمل به عدم اخلاص من ننموده مرا معذور خواهيد داشت .
جناب ايلچى كبير در جواب گفت كه : من از بسكه انسانيت و محبت و مهماننوازى از مأمورين دولت و ملت خوب فرانسه ديدهام اين سفر را مخصوصا من غير رسم آمدهام و بىاندازه اظهار رضايت خود را از اين محبت مخصوص جناب والى لازم ميدانم ، و از شما نيز مخصوصا [ اظهار ] رضامندى مىكنم از زحمتى كه قبول نمودهايد و مرا از ملاقات خود محظوظ