استقبال نمودند ، و بعد از تكريم و تعارفات بالاتفاق بسر توپخانه رفتند مشقى بسيار شايسته و شايان نمودند . پس از اتمام مشق بديدن جبّهخانه و قورخانه رفتند فى الحقيقه مشاهدهء آن كارخانه و آنهمه اسبابآلات بيحدّ و حصر مايهء حيرت مىگرديد كه با مرور دهور با آن اقتدار و اختيار چه اوضاع فراهم آمده است و چهقدر كتابها براى اين علوم تصنيف گرديده است ، خلاصه بتفصيل تمام مشاهدهء آنها گرديده مراجعت شد .
مهمانى يكى از معاريف هندى
و در آن روز ژنرال مزبور وعده از جناب سفير كبير گرفت كه روزى براى تماشاى تيراندازى و امتحان گلولهها [ ى ] توپى كه تازه اختراع شده است به بيرون شهر بروند . و آن شب را جناب ايلچى كبير با اتباع ، مهمان نوّاب لورث كه يكى از معارف هند و مكرّر بديدن جناب معزىاليه آمده بودند رفتند . جمعى كثير از شاهزادگان و اعيان در آن مجلس حاضر بودند سه و چهار ساعت با آن جماعت صحبت كرده معاودت شد .
روز جمعه بناى ديدوبازديد بود . روز سهشنبه بنا بوعدهء وليمس به سه فرسخى شهر بتماشاى تيراندازى رفتند و از اختراعات تازه چيزى كه مشاهده شد تتبّعى بود « 1 » جهت سوزاندن كشتى جنگى ، و آن اين بود كه در پهلوى توپ كوره زده و در همانجا آهن را آب كرده گلوله مىريزند و به همان گرمى برداشته توى توپ ريخته به سمت كشتى مىاندازند ، پس از خوردن به كشتى همان آن سوراخ نموده و مىسوزاند . و اختراع ديگر آنست كه گلولهء خمپاره تعبيه نمودهاند كه چون آن را به هوا مىاندازند پس از آنكه هزار ذرع بالا رفت شكافته و شبيه مىشود به چيزى كه بواسطهء باد به هوا رفته و از زير آن لمعهاى ميدرخشد بسيار نورانى كه مساحت
هامش
( 1 ) - اصل : « تتبعى برده بود » .