كلوب
از آنجا معاودت گرديده شب را موعود بمهمانى جناب وزير امور خارجه بودند . در آنجا نيز جمعى از زن و مرد جمع بودند ، تا سه و چهار ساعت در آنجا شب را گذرانيده مراجعت به منزل گرديد . روز چهارشنبه جناب امين الملك بديدن عمارت كلوب رفتند . اين عمارت نيز در اكثر شهرهاى فرنگستان رسم است كه نجباى مملكت مجلس مخصوص فراهم مىآورند و هركدام خرج معينى ساليانه برآورد مىكنند بقرار چهارصد و پانصد نفر آدم بالشّراكه جميع اخراجات اين عمارت را ميدهند همهگونه اسباب مشغوليات در آنجا مهيّا و آماده مىشود . و يكنفر آدم ناظرى تعيين مىنمايند كه آن ناظر ، لوازم آن مجلس را از شام و قهوه و ساير ما يحتاج را فراهم مىآورد . و بقرار ده و دوازده هزار جلد كتاب از هرعلم خريده مىشود .
و اسباب چيزنويسى از همه قسم با پاكت و لاك در سر ميزها موجود ، و اسباببازى از شطرنج و هرگونه اسباببازى غيره آماده است . و از هر روزنامه آنجا حقى دارد روزبروز آورده آنجا ميدهند و از اسباب نوازندگى نيز همه قسم مهيّا است . شبها در ساعت معين اين مجلس « 1 » منعقد مىشود .
ميز شام از هرقسم خوردنيها مثل مجلس خواص مملكت ترتيب داده شده ، نوكرهاى مقطّع و موضّع مشغول خدمت هستند .
بعد از صرف شام جوقهجوقه مشغول صحبت و بازى و مطالعهء كتب و خواندن روزنامهها مىباشند ، و شب خودشان را در آنجا با كمال استراحت و آزادگى ميگذرانند . مجلسى است براى تحصيل اخبار از يكديگر و از همهچيز خبردار و چهقدر منافع ديگر دارد از تذهيب اخلاق و كسب تربيت و شناسائى مردم و آموختن علوم ادبيّه و تكميل نفس
هامش
( 1 ) - اصل : « معيّن اهل اين مجلس . . . »