از نايبان خود را كه شخص بزرگ و صاحب نشانهاى متعدد بود ، به احوالپرسى فرستاده سفارش كرده بود كه من خودم نيز فردا كه روز جمعه است ايلچى كبير را ملاقات كرده قرار تشريفات و پذيرائى را حالى خواهم نمود .
روز جمعه با يك نفر از نايبان خود بديدن آمده و صحبتهاى مودّتآميز طرح شد ، و قرار تشريفات و پذيرائى را بيان نموده ، پس از صرف قهوه و چائى معاودت كرد . روز پنجم ورود كه وعدهء شرفيابى حضور اعليحضرت امپراطور بود جناب ايلچى كبير اول صبح خود ببازديد جناب ايشك آقاسىباشى رفته به صاحبمنصبان سفارت كبرى سپرد كه همگى با لباسهاى رسمى حاضر و آماده باشند . پس از مراجعت جناب سفير كبير از بازديد ، دو ساعت قبل از وعده ، مسيو بيبرستن و دو نفر از نايبان ايشيك آقاسىباشى در سفارتخانه حاضر گرديدند .
شرفيابى بحضور امپراطور فرانسه
نيم ساعت به وعده مانده چهار دستگاه كالسكهء شش اسبه كه از كالسكههاى مخصوص و اسبان خاصهء اعليحضرت امپراطورى بودند ، براى سفارت كبرى آوردند ، و همهء يراق اسبان و كالسكهها طلا بودند .
همراه كالسكهء جناب امين الملك چهار نفر شاطر « 1 » سواره در جلو و چهار نفر كالسكچى در پيشرو و پشتسر نشسته بودند . در ساعت موعود جناب ايلچى كبير و اجزاى سفارت كبرى به ترتيب تمام سوار شده روانهء درب خانهء « 2 » اعليحضرت امپراطورى گرديدند . كوچهها و راهها از طرفين
هامش
( 1 ) - مردى چست و چالاك كه با لباس مخصوص پيشاپيش شاهان و اميران رود ( فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1998 ) .
( 2 ) - اصطلاح آن روز ايران و بمعنى امروزى دفتر كار - در آن دوره چون كاركنان دولت را نوكر پادشاه ميدانستند وقتى سر كار ميرفتند مىگفتند درب خانه رفتهاند .