ترتيب داده از اول شام تا آخر كه بقرار يك ساعت و نيم متجاوز طول ميكشيد ، هرشب پنجاه نفر موزيكانچى بناى موزيكان ميگذاشتند .
از براى اهل سفارت هيچوقت و هيچروز « 1 » خوشحالتى بهتر از ايام اقامت شهر مارسيل نشده بود .
عيبجوئى از همسايه
اول بعد از خروج از سرحد ايران و ورود به سرحد عثمانى كه قريب دو ماه و نيم كه در خاك عثمانى بوديم ، چه در اثناى عرض راه و چه ايام توقف اسلامبول ، ابدا رسوم تعارفى و بوى انسانيتى از اين همسايهء نامهربان ملاحظه نگرديد . اولين شخصى كه از دولت عثمانى مأمور مهماندارى سفارت كبرى بود حسين پاشاى عثمانى بود منصب امير تومانى داشت ، و از اركان دولت عثمانى شمرده ميشد . از ارزروم با دويست سوار باسم مهماندارى تا به سرحد آمد ، و جميع آشپزخانه و صندوقخانه و قهوهخانه و اسباب احتشام اين شخص جليل القدر منحصر بيك خورجين چرم مستعمل ، و در آن گنجينهء محتشمه سواى جورابهاى پارهپاره و چكمههاى كهنه و پوستين نود ساله كه عبارت از رختخواب بندگان اميرتومان و يك قهوهدان منحوس دستهشكسته بود ، كه گاهى يك فنجان قهوهء تلخى كه مايهء افتخار و مهماننوازى دولت عثمانى صرف ميفرمود « 2 » . و اين مهماندارى را فوزى عظيم و نعمت غيرمترقبه انگاشته ، همهروزه شام و ناهار را در سر سفرهء سفارت كبرى با رؤساى قوم خود ميل ميفرمود ، و هيچ راضى نبود كه اين مأموريت او به آخر برسد ! .
والى ورود پاىتخت نيز هركه در هربلوك و محال مهماندار ميشد ،
هامش
( 1 ) - در اصل : پنج روز .
( 2 ) - در اصل چنين است .