جناب امين الملك گفت كه اولا ميدانم بوجهى كه ميل باطنى جناب اشرف صدراعظم دولت علّيهء ايران نسبت به جناب صدراعظم دولت قوى مكنت عثمانى است ، جناب صدراعظم هم محبت قلبى در حق جناب ايشان دارند و ثانيا مأموريتى كه در عهدهء اخلاص بنده است بنابرآن محبت كاملهء طرفين ، ناچار بايد در خدمت جناب صدراعظم بجا آورم و از اظهارات بعضى مطالب كه وظيفهء مأموريت بنده است متصدّع « 1 » حضور شريف آيم و شبهه نيست كه جناب صدراعظم با محبت حقيقهء خود استماع خواهند فرمود ، و اميد قويهء جناب صدراعظم ايران اين است كه بعد از اظهارات بنده ، آنچه در عالم محبت و خيرخواهى به نظر شريف جناب صدراعظم برسد ، در پيوند و چارهء آن رأى عالى خودشان را بيان فرمايند .
جناب صدراعظم جواب دادند كه اولا من خيلى ممنون هستم كه جناب ايلچى كبير اظهارات خود را حسب المأموريه بيان فرمايند ، و ثانيا استماع آن را موجب محظوظيت خود ميدانم ، ثالثا خان مصلحتگزار و ميرزا احمد ، شاهد درجهء خلوص و ميل و محبت من نسبت به جناب صدراعظم هستند و مكرر اظهار كردهام ، رابعا خوشحال از اين هستم و منتهاى آرزوى من است كه خدمتى نسبت به دولت ايران كرده باشم .
جناب امين الملك جواب دادند كه من شخصا درست دريافت كردهام كه اين اوقات درجهء زحمت و مرارت جناب صدراعظم ، ما فوق ندارد و شب و روز گرفتار زحمت و دردسر هستند و ليكن چون شيوهء حسنهء بزرگمنشى و عدالت جناب صدراعظم و رويهء مستحسنهء حقوقشناسى و كارگزارى ايشان مثل آفتاب روشن است ، فلهذا بالطبع اين صفات
هامش
( 1 ) - در نسخهء ديگر « مصدّع » ضبط شده است .