بودند ، و جناب امين الملك نيز با هشت نفر صاحبمنصبان سفارت كبرى با لباس رسمى حاضر شده سوار گرديده و به قرار بيست نفر از آدمهاى جناب ايلچى كبير و حاجى ميرزا احمد خان با لباس فاخر و پاكيزه به جلو افتاده و با كمال آراستگى و پيراستگى روانه شدند .
از سفارتخانهء دولت عليّه تا سراى سلطانى كه عمارت « بشيكداش « 1 » » ميگويند تقريبا يك ساعت راه ميشد . همهء اين معابر جاهاى معمورهء شهر و طرفين كوچهها « 2 » اكثرى « 3 » بازار و دكاكين و خانههاى فرنگى بود . و جمعيت زياد در طرفين معابر و در غرفهها براى نظاره ازدحام نموده بودند و چند سوار ديگر كه قوّاس ميگويند به جلو افتاده جلو راه بازمينمودند .
بدين نظام تا سراى سلطانى رسيده پياده شدند . دو دسته سرباز قراول مخصوص سلطان با قباى ماهوت گلى در دم درب پيشفنگ كرده سلام نظامى دادند . داخل عمارت اول گرديده كامل بيك تشريفاتچى و اسد بيك مترجم و عاصم بيك با چند نفر صاحبمنصبان ديگر آمده سفارت كبرى را راهنمائى به اطاقى نمود كه جناب وزير خارجه در آنجا بود . وزير دول خارجه در نيمهء اطاق پذيرائى جناب امين الملك را نموده همراه خود برده در صدر ، بالادست خود نشاند ، و حاجى ميرزا احمد خان در دست چپ در پهلوى جناب ايلچى نشست و صاحبمنصبان نيز از دو طرف به ترتيب نشسته بقرار ربع ساعت با وزير دول خارجه مشغول صحبت
هامش
( 1 ) - در نسخهء ديگر « شيكداشى » نوشته شده است .
( 2 ) - در اصل : كوچها ؛ و نظير اين كلمات مانند خانها بجاى خانهها و غيره .
( 3 ) - كلمهء « اكثرى » همان است كه امروز در زبان فارسى بجاى آن اكثرا مىگويند ؛ هرچند كه كلمهء دوم نيز از جهت داشتن تنوين صحيح نيست و از نظر رعايت درستى تكلم بايد « غالبا » بجاى آن گفته شود .