شدند . بعد از صرف چپوق و قهوه آمده به شرفيابى حضور سلطان خبر نمودند از آنجا بيرون آمده همراه وزير دول خارجه و اسد اللّه بيك مترجم و عاصم بيك روانه گرديده چند نفر از آقايان به آئين همايون كه صاحب نشان بودند با لباس رسمى به جلو افتاده تا وارد سراى مخصوص سلطان كه به تركيب عمارات فرنگستان طرح شده بود گرديدند .
شكوه درگاه خلافت
در دم عمارت سلطانى يكصد نفر عسكر و سه نفر سرهنگ با لباس قرمز و خيلى پاكيزه پيشفنگ سلام نظامى دادند . به درب اصل عمارت كه رسيديم دوازده پلهء بسيار وسيع از سنگ مرمر بالا رفته ، داخل اطاق بزرگى شديم . دوازده نفر يساول در طرف راست و دوازده نفر در سر پلهها و همچنين شش نفر در داخله اطاق در راست و شش نفر ديگر در چپ با تبرزينهاى مطلّا در دست ، و كلاه بلند پردار در سر ، و قباهاى ماهوت گلى گلابتوندوز تمام يراق در بر ، و شمشيرهاى غلاف طلا در كمر ، ايستاده بودند . از آنجا كه داخل اطاق بيرونى شدند ايشيك آقاسىباشى با نشان و لباس رسمى با چند نفر استقبال كرده با كمال احترام بعد از تعظيم به جلوى جناب امين الملك افتادند ، از آن اطاق بزرگ گذشته داخل صفّهء بزرگى شديم . در آن صفّه از غلامان خاص سلطانى با لباس ماهوت آبى صف كشيده و در سر كلاه قرمز گذاشته و ابلق « 1 » زده ايستاده بودند ، سلام دادند .
از آنجا كه عبور شد بيك درب وسطى رسيدند كه پردهء زنبورى آويزان كرده بودند ، در آنجا به قدر نيم دقيقه به جهت استكشاف نمودن بيرون آمدن اعليحضرت سلطان توقف شد . يك عدد چهلچراغ بلور بسيار بزرگى
هامش
( 1 ) - در اصل : ابلغ .