و از عالم امر در توديع اسرار ملك جاويد و اصول دولت توحيد ، بهر يك نكتهها فروخواند تا در هرمرتبه از وجود « 1 » ، راه اختلاط و ايتلاف گيرند و رنگ انحراف و اختلاف نپذيرند . تعارض اكوان و شؤون ، و تخالف الوان گوناگون عرصهء امكان ، و تفصيل درجات عالم و تفضيل طبقات امم را كه از مشيت جارى و اراده نافذ حضرت عزيز عليم است بر تقدير ، تقصير نگيرند و همه را بمقتضيات حكمت بالغه و رحمت شاملهء حق جل شأنه تقرير كنند كه ناطقه از استنطاق اين مسايل معذور است و قوت مستعده را استكشاف اين حقايق غيرمقدور ، لاجرم بميامن افاضات امين حضرت رب العالمين و ائمهء طاهرين و بشكرانهء اين نعمت كه ملت و دولت اسلام از ميان ملل و دول بامتيازات نخست و استحكامات عهد الست در اعلى درجه اختصاص است ، دعاى خسرو باذل و عادل دينپرور دادگستر ، بحر نوال ، كسرى خصال ، مروج دين و رونق ملت و آئين ، مرجع السلاطين و ملجاء الخواقين ، السلطان بن السلطان ،
ناصر الدين ،
شاه قاجار كه از « 2 » رايت او ملك جهان * شده آراسته چون صحن چمن ز ابر « 3 » بهار
صيت عدلش را پيوسته سفير تقدير * ميبرد تا كندش نشر بهر ملك و ديار
واجب آمده زيب ديباچهء كتاب و طراز فاتحهء اين فصل الخطاب نمود . اللهم ايد جيشه و ابد عيشه .
چون در عهد فيروزى مهد شاهنشاه جهانستان - كه تا جهانست
هامش
( 1 ) - اصل وجود راه ، راه
( 2 ) - اصل : كز
( 3 ) - اصل : زبر