( 133 ) - چاتلانقوش : ثمر درخت بنه يا پستهء وحشى كه از آن ترشى درست مىكنند . . . فرهنگ عميد .
( 134 ) - در اصل : آلوبالو .
( 135 ) - حموضت : ترش شدن ، ترشمزه شدن ، ترشى . فرهنگ عميد .
( 136 ) - مشّاطه : شانهكننده ، آرايشدهنده ، آرايشگر ، زنى كه حرفهء او آرايش كردن زنان است . فرهنگ عميد .
( 137 ) - ياره : دستبد ، زيورى كه زنان به مچ دست مىبندند . فرهنگ عميد .
( 138 ) - لآلى : جمع لؤلؤ ؛ درّ ، مرواريد . فرهنگ عميد .
( 139 ) - موشّح : حمايل در گردن افكنده و زيور داده شده . فرهنگ عميد .
( 140 ) - يكران : اسب ، اسب اصيل و نجيب . فرهنگ عميد .
( 141 ) - در اصل : مطلاطم .
( 142 ) - عقال : زانوبند شتر ، ريسمانى كه با آن زانوى شتر را مىبندند . فرهنگ عميد .
( 143 ) - بختيان : جمعى بختى . شتر قوى هيكل ، شتر دو كوهانه . فرهنگ عميد .
( 144 ) - معجر : روسرى ، چارقد ، باشامه ، پارچهاى كه زنان روى سر مىاندازند . فرهنگ عميد .
( 145 ) - گويا بر سرشان پرنده نشسته . كنايه از بىتحركى است .
( 146 ) - مسكه : كره . فرهنگ عميد .
( 147 ) - اى زمين فروخور آب خويش را و اى آسمان بس كن ( سورهء هود / آيهء 44 ) .
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٠٠