تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
اقبال است و ليكن بمضمون : اذا جاء القضا ضاق ألفضا و به حكم اذا جاء ألقدر عمى البصر احدى متنبه نگشته . بارى ، در آن روز شجاع السلطنه در خرابهء « كناره » با عدم آذوقه و عسرت مكان توقف فرموده محل توقفى نيز نبوده در آن خرابه باتلاق تا سينهء اسب آب ميآمد . به هر قسم بود بسر برده غوغاى عظيم در آن خرابه به علت عدم مكان و نزول سپاه بلند گرديد . آنشب را به تلخى اوقات گذرانيده ، روز ديگر اين جانب و شكر اللّه خان را مأمور كه جمعى سوار برداشته سوار و سرباز متفرقه را از قراء حول و حوش جمع‌آورى كنم و اسباب مردم را با نعش سربازان از آن باتلاق بيرون آورده باشيم . اينجانب چند اسب يدك برداشته در آن درياى بىپايان روان گشتم . جمعيت متفرقه را جمع‌آورى كرده به صد هزار زحمت و مرارت پاره [ اى ] از اسباب مردم و نعش مردگان را از ميان آب بيرون آورده تا عصر در آن مخمصه گرفتار ، عصر فارغ گشته اموات را به خاك سپرده به خدمت شجاع السلطنه رسيدم . فرمودند كه منزل فردا كجا است . عرض كردم كه قريهء « سيوند » فرمودند كه به جهت سيورسات والى بايد پيش رفته سيورسات آماده كند . والى را در منازل پيش مأمور فرمودند و ليكن به علت قحطى و ملخ خوارگى در آن منزل سيورسات متعذر بود . به هزار مرارت قليل سيورساتى در بعضى از منازل آماده شده بود والى در جلو اردو پيش رفته به قدر مقدور سعى مينمود . روز ديگر از « كناره » حركت فرموده وارد « سيوند » شدند . به علت
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 73 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار