به دريافت نشان درجهء اول علمى از وزارت علوم ميگردد . پدرم در مدرسهء دار الفنون معروف به محمد حسين ميرزا عرب بوده و پس از خاتمهء تحصيلات مدتى با گاستگر خان مهندس اطريشى براى ساختن راه مازندران و جستجوى معادن كار ميكرده . يكى از افتخاراتش اين بود كه چندبار به اتفاق گاستگر خان بحضور ناصر الدين شاه بار يافته و توضيحات مهندس اطريشى را كه بانگليسى بوده براى شاه ترجمه ميكرده است . سپس مأمور خراسان مىشود . اولين راه شوسهاى كه در خراسان ساخته شده راه باجگيران بوده كه بسرمايهء جد آقايان مهدويها و مهندسى پدرم انجام گرفته است .
بعد از آن هم راه شريفآباد را به سرمايهء مرحوم نير الدوله والى خراسان كه شاهزادهء خير و پاك نهادى بود ، و آب لولهء مسجد گوهرشاد نيز از تأسيسات او است ، ساخت .
چندبار به حكومت سرخس منصوب گرديد و در كميسيونى كه اولين بار براى تعيين خطوط سرحدى بين ايران و روسيه و افغانستان تشكيل شده بود به سمت نمايندهء ايران شركت داشت .
لقبش مظهر الاياله بود و درجهء سرتيپى داشت و در انقلاب مشروطيت رابط بين انجمن ايالتى و والى خراسان يعنى على نقى ميرزا ركن الدوله ( پسر محمد تقى ميرزا ركن الدوله برادر ناصر الدين شاه ) بود و نزديك بود جانش را در راه انجاموظيفه فدا كند . براى اينكه نام رادمردى را كه حق حيات به گردن پدرم دارد زنده كرده باشم واقعه را شرح مىدهم :
پس از اينكه محمد على شاه مجلس را به توپ مىبندد در ولايات هم حكام اقدامات شديدى براى بستن انجمنها و متفرق كردن مجاهدين به عمل ميآورند ركن الدوله والى خراسان هم بمتابعت از دستور مركز نامهء بسيار شديد اللحنى به انجمن نوشته اولتيماتوم ميدهد كه متفرق شوند .
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 731
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٧٣١