بعد پدر مونسند و راحت جانم * ديد نشان زنگ غم برد ز عذارم
كوكب بختم اگر به خاك فرورفت * حضرت بارى نخواست ذلت و خوارم
گل اگر از شاخه ريخت غنچه بجا ماند * سرو گر از پا فتاد تازه بهارم
معجر عزت اگر فتاد ز فرقم * حمد خدا را كه در ميان حصارم
مذنب محزون منال زار كه ديگر * اين سفرى نيست مثل شهر و ديارم
خانوادهء نوذرى شيراز همه از اعقاب نوذر ميرزا ميباشند و نسخهء اصل سفرنامه را كه در اين كتاب به نام نسخهء ديگر ذكر شده نوابهء عليه بانو نامآور نوهء نوذر ميرزا همسر مرحوم آصف الملك در اختيارم گذاشتند .
پسر ديگر رضا قلى ميرزا كيوان ميرزا پدربزرگ نگارنده است . مشار اليه مبتلا به ناخوشى صرع بوده و در چهل سالگى در عراق فوت مىكند .
مرحوم رضا قلى ميرزا در سال 1279 قمرى قبل از حركت به سمت ايران كليهء يك خانهء بغداد مشتمل بر چهار دستگاه و اسكله با كليهء اثاثيه و كتابخانه را بعلاوهء مبلغ پنجهزار تومان به كيوان ميرزا مصالحه مىكند . وى داراى دو پسر بوده به نام اللّه وردى ميرزا و محمد حسين ميرزا . اين پسرها تا سن رشد در عراق زندگى كرده تحصيلات مقدماتى را در آنجا فرامىگيرند . اللّه وردى ميرزا قبل از برادر كهترش به ايران مىآيد . وى داراى يك فرزند بوده به نام ماژر كيوان ميرزا كه از افسران معروف و عالى رتبهء ژاندارمرى دورهء يالمارسن بوده است .
برادر كهتر محمد حسين ميرزا كه پدر نگارنده است چند سال بعد از برادرش در 17 سالگى يعنى در حدود سال 1291 قمرى به طهران مىآيد و با كومك مرحوم شيخ سيف الدين پسر عمش و عالمشاه ميرزا پسر تيمور ميرزا كه در دربار مقام و اعتبارى داشتهاند وارد دار الفنون شده با مستمرى قليلى كه در حقش برقرار مىشود مشغول تحصيل مىگردد .
پس از 12 سال تحصيل مستمر و مرتب ، مهندس راه و معدن شده موفق