شده بود . در اين موقع چند نفر مرد وارد اطاق شدند و مطلبشان را جويا شديم . بزرگتر از همه گفت من آشپزباشى پاشا هستم و يكى از اين دو رئيس قراولان پاشا و ديگرى آبدارباشى او است . پاشا دستور داده است براى شما شامى تهيه كنيم كه
نصف شام بجاى انعام
حاضر است و حالا آمدهايم انعاممان را بگيريم و شام را بياوريم . چون خيلى گرسنه بودم و رمق نداشتم نتوانستم سر آن احمق را بكوبم ولى او را از اتاق بيرون كردم . آنها كه وضع را چنين ديدند متوحش شده در پشت در ايستاده طلب بخشايش و عفو مىكردند زيرا ميدانستند كه اگر پاشا از موضوع اطلاع حاصل كند نسبت به آنها خشمگين شده و آنها را مجازات خواهند كرد . و بعد از اينكه التماس كردند و پوزش طلبيدند قرار شد كه موضوع به اطلاع پاشا نرسد و در عوض نصف شام را بجاى انعام خودشان بردارند .
اين است رسم و عادت مردم قسطنطنيه در مورد انعام و بخشش معهذا طبقهء اشراف و اعيان خيلى نجيب ثروتمند و در رفتار و كردارشان شرافتمند هستند و پادشاه آنها عادل و سخاوتمند است . سابقا هيچگاه پادشاهان آل عثمان در بازارها ديده نميشدند و هيچكس جرئت نداشت براى تقديم عريضهاى به آنها نزديك شود و هر وقت خارج مىشدند با تشريفات و جاه و جلال خاصى بود و تمام مردم مجبور بودند سر تعظيم در مقابل آنها فرود بياورند .
اوصاف سلطان محمود پادشاه عثمانى
پادشاه فعلى كه نام او سلطان محمود است مرد مدبرى است و بسيار لايق است و داراى خلقى مهربان و هوشى سرشار مىباشد و قواعد و قوانين اروپائى را در مملكت خودش معمول داشته و يا اين ترتيب اميد ميرود كه وسائل ترقى و پيشرفت مملكت و اتباعش فراهم شود . ولى باوجوداين بىنهايت از پيشرفت مقصودش نگران است زيرا با ملتى نادان سروكار دارد . معهذا تا اندازهاى در انجام مقاصدش موفق شده است . در اين نهضت تجددخواهى عدهاى ديوانه كه آنها را « ينكى چرى » « 1 » مىگويند سعى كردند كه با مقاصد سلطان
هامش
( 1 ) -Janissaries. ف .