تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
طايفه « 1 » رياست كنند و در ميان ايشان نقاضت « 2 » بحسب اعتقاد است . مىشود « 3 » كه پدر ويگ باشد و پسر طورى و شايد كه برادرى ويگ باشد و برادر ديگر طورى بهمين‌طور « 4 » و در عزل طايفه و نصب فرقه نه اين است كه معمولات سابقه را بر هم زنند و رد كنند چنين نيست بلكه هر طايفه كه منصوب گردند قرارداد وزراء معزوله را محترم و برقرار خواهند داشت چون رفتار هركس در آن مملكت به مقتضاى دولت‌خواهى است احدى را در آن باب سخنى نيست . اما اختلافات اعتقاد « 5 » آن دو فرقه چنين است كه طورىها از قديم الايام هميشه وزير و پيشكار بوده‌اند و در ايام متمادى منصب وزارت از روى تدبير پاره [ اى ] مداخل‌ها و منافع به جهت خود در معمولات ولايتى عقايد تورىها قرار داده كه اكنون هريك صاحب آلاف و كروراند و در شغل وزارت سخن ايشان اين است كه ما از اول در سيصد سال قبل از اين مثل بهايم بوديم و مملكت ما از همهء ممالك ويران و خرابتر بود از روى عقل و حكمتى « 6 » كه بالفعل در دست داريم رفتار كرده و اين قواعد و مرسومات را مرعى داشته - ايم با اينكه مملكت ما به اين معمورى و دولت ما به اين پايه و خوبى رسيده است
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : اين دو كلمه را ندارد . ( 2 ) - اصل و مجلس : اختلاف . ( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : و ميتواند بود . ( 4 ) - اصل و مجلس : به همين قسم . ( 5 ) - اصل و مجلس : اعتقادات . ( 6 ) - اصل و مجلس : و حكمت .