مينمايد و همچنين وزراء و لاردها هر شب در مجمع عام به جهت مشورت حاضر ميشوند و اگر اختلاف در رأى آنها بهمرسد اينقدر قيل و قال خواهد شد كه گوشها از آن آواز كر ميگردد .
بارى آن مجمع به همين طريق گشاده است تا چهار ماه از سال گذشته [ و ] بعد از چهار ماه باز در روزى « 1 » معين پادشاه به همان اساس و اسباب در آن مجلس رفته بعد از اداء خطبه قدرى شكر احسان خلق را نموده و ميگويد كه چون مدتى است شما در فكر و مرارت خيال بودهايد و از خانهاى خود دور گشتهايد اكنون به جهت آسايش شما ميخواهم كه پارلمند را بهبندم و شما هريك بخانهء خود رفته آسايش كنيد بعد از آن پادشاه برخواسته
تعطيل پارلمنت
[ كذا ] همگى از خانه بيرون ميروند و كرسىنشين « 2 » پارلمند كليد آورده در پارلمند را قفل مىكند بعد از آن آن خانه بسته است و مشورت عام موقوف است [ و ] هركس بخانهء خود ميرود .
چون بينائى در استقبال امور از نيك و بد هرجا بدست وزراء آمده است اگر بعد از « 3 » پارلمند امرى جزئى واقع شود وزراء خود بدون مشورت عام توانند گذرانيد و اگر احيانا امرى كلى واقع گردد « 4 » كه مشورت عامه در آن واجب گردد و لابد است « 5 » كه پادشاه آيد و پارلمند را گشايد و باز
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : روزى .
( 2 ) - مقصود رئيس مجلس است . ف .
( 3 ) - اصل و مجلس : و چون بنيانى از نيك و بد در استقبال امور از هرجا بدست آمده است چنانچه بعد از بستن .
( 4 ) - اصل و مجلس : شود .
( 5 ) - اصل و مجلس : لابد است .