گمان كرد كاندر نيستان شده * ز خون روى كشور نيستان « 1 » شده
سرهاى دلاوران كه بپاى ستوران در آن ميدان افتاده و جنگجويان خونآشام بر كوه شبرنگ تيزكام چون ضرغام با تيغهاى زمردفام بر يكديگر حملهور گرديده عاقبت الامر يكى از آن دو فرقه روى بهزيمت نهاده و خصم از عقب آن تاخته چنان از آن بيابان بيرون ميروند كه اثرى از سم ستورانشان باقى نميماند و پردهء ديگر روى كار آمده و حريفان بمشاغل ديگر ميپردازند و هركس ، انگشت تحير در دندان « 2 » گرفته حيران در آن لعبتهاى غريب و تماشاى عجيب است كه هر لحظه از پس پردهء غيب چگونه بظهور ميرسد و نمود بىبود را به اين قسم موجود ساخته « 3 » و صورت واقع آوردن « 4 » بچهسان ميسر ميگردد .
بارى ، بعد از آن مجلس باز پردهء حجاب بالا رفته صحرائى مثل زمرد سبز * و مملو از گلهاى رنگارنگ ظاهر گشته جوىهاى آب روان در آن سبزهء * « 5 » فردوسنشان بر روى لاله و بنفشه مثل گلاب غلطان ، آهوئى چند نر و ماده با بچه و نتايج يك دو ماهه در آن صحرا مشغول
پرده چهارم باغ و راغ
چرا هويدا گشته ، باغى آراسته مملو از شكوفه و عمارت « 6 » عالى در آن باغ
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل : يكسان شبه ( بدون نقطهء ب كه به خط شكسته ، شده هم مىشود خواند ) نسخهء مجلس : بيكسان شبه .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس بر دندان .
( 3 ) - در نسخهء اصل و مجلس ساختهاند .
( 4 ) - در نسخهء اصل و مجلس : و به صورت واقع بيرون آوردن .
( 5 ) - عبارت بين دو * در نسخهء اصل و مجلس نيست .
( 6 ) - نسخهء اصل و مجلس : عمارات .