بارى گلولهء توپ و خمپاره و قبذ اگرچه به حساب نمىآيد و ليكن
تجهيزات جبل طارق
يك طرف از قور خانهاش كه به نظر رسيد يوم ورود به شهر كه بخانهء گورنل ميرفتيم به قدر نيم فرسنگ راه ، هرقدر بحسب طول و عرض كه نگاه ميكرديم گلوله را بارتفاع پنج ذرع مثل خرمن غله روى يكديگر انبار كرده بودند و بنظمى تمام و طرحى پاكيزه روى هم چيده بودند كه چشم از تماشاى آن تركيبات سير نميگرديد و ديدهء عقل از آنهمه استعداد خيره ميگشت باروط و ساير آلات و استعداد آن بر اين قياس خواهد بود . اغلب توپ - هايش دو ذرعى و گلولهاش ده من تبريز مىبود . و ساير اسباب حرب و استعداد سپاه از هر قسم و هر مقوله لا تعد و لا تحصى به نظر رسيد .
بارى گويا شهرى به آن آراستگى و حصانت و قلعه [ اى ] به آن استحكام و متانت در اين جزء از زمان كسى از اهل جهان و سياحان دوران بخاطر نداشته باشد و چشم روزگار چنين محكمهاى نديده باشد . اغلب از بلندىهاى آن كوه خاره را نقارى كرده و توپى چند در كمرهاى آنكوه مسلط بر اطراف دريا كشيدهاند و مخارجى چند به جهت بريدن آنكوه كرده كه مادام چشم نبيند گوش « 1 » بچنين سخنان نخواهد داد و باور نمىكند .
وصفى از جبل طارق
و جبرالتا نيز به تصرف اهل اسلام و خلفاى بنى عباس بوده و امير گوركان « 2 » نيز آنجا را به تصرف درآورده « 3 » هنوز آثار خلفا و امير تيمور در
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : گوش هوش .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : امير تيمور كوركان .
( 3 ) - اين مطلب صحيح نيست نه امير تيمور آنجا را گرفته و نه خلفاى عباسى .