با معدودى وارد كازرون گشته ملحق به برادران ميشوند ، نجفقلى ميرزا در كتاب رموز السياحه چنين مينويسد :
« تفصيل اين اجمال آنكه بعد از تجديد استقلال سركار اشرف مداركه دروازهها و حصار شهر بدست شاهزادگان و هواخواهان ايشان افتاد ، آنچه در عواقب امور غور فرمودند كار خود را بىمايه و سست
ارادهء فرار
و طرف خصم قوىدست را محكم يافته رأى مبارك از توقف شيراز به علت نفاق و عدم اتفاق آن خلق رنجيده ارادهء مهاجرت نمودند . شاهزاده سليمان ميرزا را با نواب حاجيه در مقدمه مقرر داشتند كه بقيه از تنخواه و ماليه را برداشته از طرف كازرون روبراه شوند و در خارج شهر بمكانى توقف كرده تا خود و شجاع السلطنه ملحق بايشان گردند . حسب المقرر نواب سليمان ميرزا از شهر برآمده در باغى منتظر مىبود ، و از آنطرف لشكر محمد شاه كه بيك منزلى شيراز رسيده ، هواخواهان فرمانفرما ، مجددا پيمان اخلاص و ارادت را شكسته هريك بوسيلهاى سبقت در اخلاص و استقبال مخاصمين جستند . خوانين فارسى و ايلخانى كه هر - يك در خفاياى زوايا پنهان و ناپيدا بودند در آنوقت از محل خويش برآمده جمعيتى از منافقين شيراز بدور خود جمع كرده رأيات مخالفت
بازهم ادبار
افراشته ، سركار و الا و شجاع السلطنه كه اوضاع را بدينگونه ملاحظه نمودند ، باضطراب تمام اسب طلبيده ، خواستند كه بيرون روند . نصر اللّه خان نام ميراخور كه ثانى ساربان خير البشر ميبود ، اسبى كه مشهور به جمنيان و مركب روز ميدان بود سوار گشته باستقبال مخالفين شتافته
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١٦٥