( 1 ) انتقال خلافت به فرزند رسول موجى از اندوه و اضطراب به پسر هند برانگيخت و دچار سرگردانى شديدى شد و به سختى بدست و پا افتاد زيرا مىدانست كه امام داراى موقعيت و محبوبيت عظيمى در بين مسلمانان است و پايگاه بلندى را در نهاد مردم حائز است ، بدان جهت كه فرزند رسول بزرگوار اسلام و از هر كس در نزد پيامبر عزيزتر و نزديكتر است و احاديث متواترى از آن حضرت دربارهء عظمت مكانت و بلندىشان امام در ميان مردم شايع شده و چگونه ميتوان او را با پسر هند مقايسه كرد و معاويه را با حسن ( ع ) برابر دانست ، زيرا معاويه از شاخههاى درخت پليدى است كه قرآن مجيد به آن اشاره كرده و مسلمانان از كينهتوزيهاى او و پدر و خاندانش نسبت به اسلام از آغاز طلوع حقيقت اين دين بزرگ به خوبى آگهى دارند .
اضطراب سراپاى معاويه را فرا گرفته بود و سايهء سنگين انديشهاى تلخ همه شب تا سحرگاه ، بستر خوابش را به ناآرامى مىكشيد و از انتقال خلافت اسلامى به امام ، شديداً رنج مىبرد ، او مىدانست كه امام ، از شريعت پيامبر و روش پدرش كه نبرد با سركشان را واجب مىشمرند هرگز عدول نمىكند و معاويه هم اكنون پرچمدار طغيان و تجاوز است . پس امام همهء كوشش خود را براى مبارزه با او به كار خواهد برد ، علاوه بر اين هيچگونه راهى براى حمله بشخصيت حسن ( ع ) و تهمت بر او وجود ندارد و معاويه نميتواند او را مانند پدرش بكشتن عثمان متهم سازد زيرا امام از
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٦١