تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
ابن عباس ، شماتت و سرزنش معاويه را دريافت و در پاسخش گفت ، همهء ما كوچك بوديم و بزرگ شديم » . معاويه گفت ، عمر حسن چقدر بود ؟ ابن عباس جواب داد ، حسن بزرگتر از آن است كه كسى سال ولادتش را نداند . معاويه خاموش شد و پس از لحظه‌اى فكر ، براى آنكه عقيدهء ابن عباس را دربارهء حسين ( ع ) بداند گفت : « اى ابن عباس ، اكنون تو پيشواى قومت شدى » . ابن عباس ، منظور معاويه را فهميد و در پاسخ او گفت : « تا حسين ( ع ) زنده باشد چنين نخواهد بود » . معاويه با نيرنگ هميشگيش گفت « خدا پدرت را بيامرزد ، اى پسر عباس كه هر چيزى را از تو پرسيدم ترا براى جواب آماده ديدم » . ( 1 )

پايان كتاب

در اينجا شرح زندگانى امام ابو محمد حسن بن على ( ع ) پايان مىيابد ، درود بر او باد روزى كه به دنيا آمد و روزى كه درگذشت روزى كه در قيامت برانگيخته شود ، مسلمانان بفقدان رهبرى معنوى و زمانى او دچار زيانى بزرگ و سختىها و گرفتاريهائى فراوان گرديدند و پس از او بنى اميه بخوارى مسلمين پرداختند و آنها را تسليم ناخوشىها و ستمهائى بزرگ ساختند . اين كتاب را كه بخوانندگان عرضه ميدارم خلاصه‌اى است از بررسيهائى كه در زندگانى امام پاك حضرت ابو محمد الحسن ( ع ) به عمل آورده‌ام و از يادگارهاى او و روش و روزگار و خلافت و سخنانى كه دربارهء صلح حضرتش از راه تعصب گفته شده مطالبى نگاشته‌ام ،