( 1 ) گروهى ديگر ميگويند : يزيد ، امام را مسموم كرده است « 1 » اگر هم اين خبر را درست پنداريم بازهم بايد بگوئيم كه بامر پدرش معاويه چنين كارى را كرده است زيرا از عقل بدور است كه بگوئيم يزيد چنين كار بزرگى را بدون خبر و جلب موافقت پدرش انجام داده باشد ، آنچه بواقع موجب شگفتى است نوشتهء ابن خلدون است كه ميخواهد معاويه را از اين جرم بزرگ تبرئه كند و ميگويد ( اينكه ميگويند معاويه امام حسن را بدست جعده دختر اشعث مسموم كرده است از گفتههاى شيعه است و چنين كارى از معاويه بدور است ) . « 2 »
ابن خلدون هم دچار تعصبى ناروا شده و همان درد بزرگى كه مردم را در شرى عظيم انداخته او را هم گرفتار كرده و مطالبى را كه در اين زمينه و نظائر آن بيان داشته از همين تعصب كور پديد آمده است ، ما از او مىپرسيم كه چه عاملى ممكن بود معاويه را در راه استوارى اركان حكومتش از اين كار بازدارد ، مگر نه اين بود كه معاويه بزرگترين جرائم را مرتكب شد ، او با خليفه شرعى اسلامى امير المؤمنين و امام حسن جنگيد و حجر بن عدى صحابى بزرگ پيامبر را با يارانش كشت و مالك اشتر و سعد وقاص را مسموم كرد و زياد بن أبيه را به برادرخواندگى خود گرفت و تبهكاريهاى بيشمارى ببار آورد در اين صورت براى او چه مانعى داشت كه امام را مسموم
هامش
( 1 ) - تاريخ ابو الفداء 1 / 193 ، نور الابصار ص 112 ، تاريخ ابن وردى 8 / 43 ، ابن كثير اين خبر را درست نميداند ، و يزيد را از اين كار بدور ميداند ولى مدركى براى نادرستى خبر نمىآورد و اين عقيده زائيدهء يك تعصب نابجاست زيرا يزيد چه فضيلتى داشت كه او را از اين كار بازدارد ، يزيد همانست كه امام حسين ( ع ) را كشت و سه روز زنان شهر مدينه را براى سپاهيانش حلال دانست و با عمهاش ام الحكم زنا كرد .
( 2 ) - تاريخ ابن خلدون 2 / 187 ، عبد المنعم هم در كتابش بنام تاريخ سياسى اسلام 2 / 20 بقول ابن خلدون استناد جسته و دربارهء وفات امام مىنويسد ( ما بعيد ميدانيم كه معاويه چنين كارى كرده باشد ) .