تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
( 1 )

اول

وقتى كه ميدانيم مردم ناگزيرند كه از دينى پيروى كنند و در دين‌دارى پيشوائى را كه از جانب پيامبر انتخاب شده برهبرى خود برگزينند امام هم كه ملزم بقيام براى اجراى وظايف رهبرى در سايهء يارى و همكارى مردم است بايستى بيعت مردم را بپذيرد . توجه مردم هم در آن زمان براى امام ، حجت بود زيرا هر چند در ظاهر حال ، مردم از نقاط مختلف كشور اسلامى نسبت به امام اظهار فرمانبردارى كردند و بيعتش را پذيرا شدند در اين صورت قبول خلافت براى امام واجب بود و نمىتوانست از آن سرباززند . ( 2 )

دوم

ناقدين تاريخى مسأله خلافت حسن ( ع ) را فقط از جنبهء حكومت ظاهرى و دنيائى بررسى مىكنند در صورتى كه شايسته است اين مسأله مهم اسلامى ، بيشتر از جنبهء دينى و معنوى مورد بحث قرار گيرد و در اين مورد بين مسائل دينى و دنيائى در نظر امام فرق فاحشى وجود داشت و ما مىبينيم كه از نظر معنوى در اين باره نه تنها زيانى متوجه امام نشد بلكه در حقيقت پيروزى بزرگى نصيبش گرديد كه ما در موقع مناسب به تشريح كامل آن خواهيم پرداخت و امام را از تحمل اينهمه ناگوارى پروائى نبود زيرا آنها را در راه نگهبانى حقيقت اسلام برداشت مىكرد و كسى از حسن ( ع ) سزاوارتر به تحمل اينهمه رنج و ناگوارى نبود زيرا او فرزند پيامبر و ميراث بر رسالت اوست . ( 3 )

سوم

اگر هم بفرض ، امام حسن با پايگاه بلند معنويش پيشواى مسلمانان نبود و در استواى اعلاى نسب ممتاز و مركزيت علمى و معنوى قرار نمىداشت بازهم در چنين هنگامهء خطرناكى نمىتوانست