زندان مىانداخت و شيعيان امام چنان بار سنگينى از رنج و سختى را تحمل ميكردند كه حتى كوهها توانائى برداشت آن را نداشتند و ما هيچ امت و گروهى را در تاريخ سراغ نداريم كه به اندازهء گروه شيعه متحمل اينهمه گرفتارى و خطر شده باشد . در اين ميان مردم كوفه بيش از همه با سختىها و دردها روبرو بودند ، زيرا معاويه پس از مرگ مغيره ، فرماندارى كوفه را به زياد واگذاشت و او شيعيان را به خوبى مىشناخت و بيرحمانه دست بكشتار آنان ميزد و هركجا شيعهاى را در زير سنگى و پناهگاهى مىيافت خونش را بىباكانه مىريخت ، دست و پاى شيعيان را مىبريد و چشمهايشان را درمىآورد و آنها را بر شاخههاى نخل بدار مىآويخت و يا از خانه و شهرشان آواره ميكرد « 1 » . معاويه بخشنامهاى بهمهء كارگزاران و فرماندارانش در شهرهاى اسلامى فرستاد و ضمن آن چنين نوشت :
( 1 ) « متوجه باشيد كه هر كس ثابت شد كه على ( ع ) را دوست دارد نامش را از دفتر حقوقبگيران حذف و مستمرى و روزى او را قطع كنيد » . و بعد نامهء ديگرى به آن بخشنامه پيوست كرد و در آن چنين دستور داد :
« هر كس متهم بدوستى اين گروه شد او را بزندان بيفكنيد و خانهاش را ويران كنيد » .
امام باقر ( ع ) دربارهء ستمهائى كه به شيعيان على ( ع ) ميرفت فرمود « شيعيان ما را در هر شهرى مىكشتند و هر كس را كه گمان مىبردند از طرفداران ماست دست و پايش را مىبريدند يا بزندانش مىانداختند و اموالش را غارت ميكردند و خانهاش را ويران مىساختند » « 2 » .
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد 3 / 15
( 2 ) - همان مصدر