سخن ميرود و همه به ارادتمندى و بزرگ شمارى او افتخار ميورزند و اين آرامگاه مقدس اوست كه كعبهء آرزوى زائران و پناهگاه نيازمندانست و مليونها مسلمان همچنانكه زيارت خانهء خدا را قصد مىكنند به زيارت مزار او هم تبرك ميورزند و به زيارت او به خداوند تقرب ميجويند و اين مفهوم پيروزى حق است و پرهيزگاران هميشه پيروزند و اين معاويه است كه از او جز به پستى و كوچكى نام نمىبرند و از سرنوشت شوم و ضمير ناپاكش حكايتها دارند و آن هم گور ويران اوست در يكى از مزبلههاى كثيف شام كه خوارى و پستى بر آن سايه افكنده است و اين خوارى ، حق چنين مردهء بدنامى است .
( 1 ) شاعر بزرگ محمد مجذوب سورى وقتى كه قبر معاويه را در آن نكبت و كثافت مشاهده كرد و انبوه مگسها را ديد كه بر روى گورش صدا درمىدهند قصيدهاى در اين باره گفت كه بعضى اشعارش اين است :
اين گور تو است اگر زشتى او را مىبينى * و من مىپرسم كه چرا قبرت اين چنين سياه است
انباشتهاى از خاكهاى پست و خراب * كه مگسها بر روى آن مستانه عربده ميكشند
نشانههايش براى مردم ، مخفى شده * گويا فراموشخانهاى است كه شناخته نمىشود
پوسيدگى و ويرانى بر ديوارهايش راه يافته * و نزديك است از سستى درو بامش واژگون شود
آن قبهء بلند پايههايش از هم شكافته * مثل اينكه دستهائى براى ويرانيش در كار است
از شكافهاى سقفش ابرها نمودار است