گرفت ، او در اين باره چنين ميگويد :
« نظر ما اين است ، در روزى كه گروهى از مردم كوفه در مدينه بديدار امام آمدند و امام سخن آنها را شنيد و دستوراتى به آنها داد و نقشههائى طرح كرد همان روز حزب سياسى منظمى از شيعيان على ( ع ) و فرزندانش بوجود آورد و رهبرى آن را خود به عهده گرفت .
بزرگان كوفه در بازگشت از مدينه تشكيل اين احزاب و برنامههاى آن را بمردم خبر دادند و گفتند : « اين صلح موقتى است و بايد آمادهء قيام باشيم تا فرمان از سوى امام كه در مدينه است صادر شود » .
( 1 ) برنامهء اين حزب كاملا روشن و صريح بود و هيچگونه پيچيدگى و ابهامى نداشت و عبارت بود از پيروى امامى كه از خاندان على ( ع ) باشد و در اين صلح موقت انتظار فرمان جنگ داشتن و بهنگام صدور دستور به جنگ پرداختن .
نظر طه حسين در اين مورد ، درست است و به همين دليل امام به دمشق سفر كرد تا زشتكاريهاى معاويه را بنمايد و او را با پستىها و ننگها و تبهكاريهائى كه دارد در پايتخت حكومتش و در دستگاه و دربارش برسوائى كشاند و از ديگر هدفهاى اين سفر تأييد موفقيت حزب سياسى ضد اموى بود تا خلافت را از بنى اميه بازستانند و بدولت عادل و اصيل اسلامى منتقل سازند .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٦١