تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
و جعفر يا از سوى برادرش حسين ( ع ) كه پدر شهيدان است و يا خودش ترسو است كه در ميدانهاى جنگها دليريها كرده و در يوم الدار و جنگ جمل و مظلم ساباط ، شجاعتها از خود نشان داده است ؟ حسن ( ع ) همان شيرى است كه هر جا حمله برد مرگ را به پيش ميراند و اين سخنى است كه دشمنش درباره‌اش گفته است . ( 1 )

9 - ابو سعيد

ابو سعيد هم مانند ديگران به پيش امام رفت و به حضرت در مورد پذيرش صلح اعتراض كرد و با سرزنش گفت : « اى پسر رسول خدا ، چرا در برابر معاويه سستى كردى و صلح او را پذيرفتى ، تو خود ميدانى كه حق با تو است و معاويه مردى گمراه و سركش است » . - اى ابو سعيد مگر من حجت خدا بر بندگانش نيستم و پس از پدرم پيشواى مسلمانان نمىباشم ؟ - چرا - اى ابو سعيد ، من به همان جهت با معاويه صلح كردم كه پيامبر با بنى ضمره و بنى اشجع و مردم مكه در حديبيه صلح كرد آنها كافران به تنزيل قرآن بودند و معاويه و يارانش كافران بتأويل . « اى ابو سعيد ، وقتى كه من از جانب خداى تعالى امام مسلمانان باشم ديگر نبايد مرا در جنگ يا صلح متهم بنادانى كنيد اگر چه علت و حكمت آن را ندانيد مگر در قرآن نخواندى وقتى كه خضر كشتى را سوراخ كرد و پسرى را كشت و ديوارى را تعمير كرد ، حضرت موسى كه علت اين كارها را نمىدانست خشمگين شد و چون خضر حكمت آن را بيان داشت راضى و آرام گرديد و اكنون هم شما در مورد كارى كه حكمت آن را نمىدانيد بر من خشم ميگيريد من اگر اين كار را نميكردم حتى يك نفر از يارانم در روى زمين زنده