( 1 ) على امير المؤمنين ( ع ) وقتى به خانه رفت گردنبند مرواريدى به گردن دخترش ديد و دانست كه از بيت المال است رنگش دگرگون شد و درحالىكه بند بندش مىلرزيد پيش من آمد و گفت :
اين گردنبند را از كجا آورده ؟ به خدا قسم دستش را مىبرم .
من كه اين خشونت و سختى را ديدم گفتم :
به خدا قسم اى امير المؤمنين ، من او را در برابر ضمانت به او عاريه دادم .
امام آرام شد و خشمش نشست و فرمود :
( وقتى كه با فاطمه ( ع ) ازدواج كردم فرشى نداشتم و فقط پوست گوسفندى در خانه بود كه شبها بر روى آن ميخوابيديم و روزها به روى ديگرش گوسفندها را علوفه ميداديم و غير از فاطمه كسى در خانه خدمت نميكرد « 1 » . و اين بهترين نمونهء يك دادگرى متعالى است كه امام امتيازى براى دخترش نسبت بدختران مسلمانان قائل نمىشد ، و اين آخرين و بالاترين درجهء عدالتى است كه هيچكس بپايهء آن نرسيده است .
نمونهء ديگر از مساوات حكومت على ( ع ) و احتياط كامل در رعايت عدالت آن حضرت روايتى است كه عاصم بن كليب « 2 » از پدرش نقل مىكند و ميگويد :
اموالى از اصفهان براى على ( ع ) رسيد و حضرت آن را به هفت
هامش
( 1 ) - الكامل 8 / 173
( 2 ) - عاصم بن كليب بن شهاب جرمى كوفى رواياتى از صحابهء بزرگ پيامبر نقل كرده و گروهى ديگر آن روايات را از او نقل كردهاند و بگفتهء ابن معين و نسائى از ثقات محدثين بوده و ابن شهاب او را از عابدان و بهترين مردمان كوفه دانسته است او متهم بپذيرش مذهب مرجئه گرديد ولى از آن برائت جست ، ابن حيان او را از ثقات شمرده و ميگويد او مورد اعتماد و امين بود و در سال 137 ه درگذشت ( تهذيب التهذيب 5 / 55 )