( 1 )
ه - فرمانداران و كارگزاران
سياست اهل بيت بر اين است كه كارگزاران دستگاه حكومت اسلامى بايستى در شايستگى و پاكى و كفايت و قدرت در شئون مملكت از بهترين افراد اجتماع باشند تا مصالح همگانى را در برابر ديدگان خود قرار دهند و در روش خود دادگرى ناب و سزاوارى محض را بين مردم رواج دهند و امين مردمان باشند و بودجهء حكومت را در راه آسايش اجتماع به مصرف رسانند و قبل از هر چيز از رشوهخوارى بر كنار مانند و چشم بدست مردم نباشند زيرا رشوهخوارى موجب سقوط اخلاق و گسترش تباهى و باطل در كشور اسلامى ميگردد ، چنان كه امير المؤمنين ع بفرماندهان سپاهش چنين نوشت :
« اما بعد ، پيشينيان شما از آن جهت نابود شدند كه حق را از مردم بازداشتند و باطل را فراپيش خود نهادند » « 1 » . از مهمترين عواملى كه حكومت را واژگون مىسازد و بنابودى مىاندازد بازندادن حق مردم است كه مجبور ميشوند حق خود را بوسيلهء رشوه بگيرند و طبيعى است كه چنين كارى امنيت عمومى را بخطر مىاندازد و اجتماع را آشفته مىسازد و موجب گسترش ستم و تباهى مىگردد .
خاندان پيامبر به اين مسأله دقيقتر مىنگريستند و ژرفتر به بررسى آن مىپرداختند تا آنجا كه به فرمانداران خود دستور مىدادند كه با مردم هيچ گونه رابطهاى حتى ارتباط دوستى و عاطفى نداشته باشند و به همين جهت وقتى كه به امير المؤمنين خبر دادند ، سهل بن حنيف حاكم بصره به ضيافتى دعوت شده و آن را پذيرفته است ، عملش را زشت شمرد و نامهاى سرزنشآميز به او نوشت و فرمود :
« اما بعد ، به من خبر رسيد كه يكى از جوانان بصره ترا به
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه 1 / 151